تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 8

مساهمون:

ص٨
به جز كه مصلحت دوستان تقاضايش * چنين شده است كه بينند اين بلاها را حسين به كشتن ياران چگونه شد راضى * مگر نديد يتيمان و بيوه زنها را چگونه گشت رضا بر اسيرى زينب * مگر نه عصمت حق بود و دخت زهرا را سرش چگونه بر سر نى رفت تا به دمشق * مگر نه آيت حق بود سبط طه را چه سان خرابه‌نشين گشت خانه‌زاد بتول * مگر قصور ميسّر نبود آنها را جواد كس نرسد بر كمال تا نچشد * در اين دور روزه خود ، سرد و گرم دنيا را
* * *
زهجر دوست به يكمو دلم بود بر جا * بسى عجب كه همين مو چگونه مانده به پا هر آن دلى كه در او خانه كرد آتش عشق * عجب مدار شود گر ز سوز خويش فنا چه سان بسوزم و چون گريم و چه سان نالم * كه از تو جلب كنم سوى خود عنان رضا تو خود بگو كه چه سان نالم وز آب بصر * چقدر اشك بريزم كه تا رسم بمُنى