* * *
خوش آن تن كو تن جان تو باشد * خوش آن جثمان كه جثمان تو باشد
خوشا آن سر كه سوداى تو دارد * تنور آتشافشان تو باشد
تن و جانم فداى خاك پايت * خوش آن جانى كه قربان تو باشد
خوش آن لب كو به ذكرت آشنا شد * كه تا مرغ خوش الحان تو باشد
خوش آن چشمى كه اندر آب عشقت * غريق موج طوفان تو باشد
خوش آن آهى كه اندر سينه پيچيد * كه در دل دود نيران تو باشد
خوشا آن دل كه شد ديوانهء تو * سپند نار سوزان تو باشد
خوشا آن دل كه گردد جايگاهت * سر او صحن و ايوان تو باشد
خوش آن كس دل بريد از هر علايق * كه تا يكتاى خواهان تو باشد
خوش آن كس تا سحر بهر تو ناليد * كه يك شب بلكه مهمان تو باشد