تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
* * *
دوست از دوست دمى شِكْوِهء بىجا نكند * به جز از ميل دل دوست تمنّا نكند چه شكايت كه تغافل نكند دوست ز دوست * خاصه آن دوست كه چيزى ز وى اخفا نكند گِلِه از دوست ز جهل است و ز نادانى حال * كه چه لطفى است كه درد تو مداوا نكند او كه حاشا نه بخيل است و نه عاجز نه كه دور * حكمتى هست كه بر داد تو پروا نكند دوست از دوست چه خواهد به جز از لطف و نظر * به جز از لطف و نظر ، هيچ تقاضا نكند دوست آنست گر از دوست به حكمت روزى * كم شود لطف و كرم سرّ وى افشا نكند دوست آنست كه با دوست چو سودا بنمود * بار ديگر به كسى ميل به سودا نكند خسروا ديدن رويت مكن از دوست دريغ * گو كه او رسم وفا را به تو برپا نكند گله اى دوست ندارم ز تو هر عيب مرا است * دوست بايد ببر دوست كه حاشا نكند با همه عيب و خطايى كه مرا هست و جفا * جاى شكر است گَرَم يكسره رسوا نكند