جور از حد شد و فساد از حد * شد جهان تيره پيش منظر ما
اى جواد از جفا و جور زمان * سوخت هر بال ما و هر پر ما
* * *
بنده ندارد درى به جز در مولى * جز در مولى ز هر درى شنود لا
جز در مولا اميدگاه ديگر نيست * واى اگر رانده شد ز درگه مولى
بنده به مولاى خود اگر نكند رو * سوى كه رو آورد كه او بود اولى
از پس مولى كه او ولى امور است * كيست كه تا بنگرد به حال مُوَلّى
خاصّه مولاى ما كه بندهنواز است * خواه تو كن دشمنىُّ و خواه تَوَلّى
بندگى بنده نيست جز به تضرع * ورنه كه مولى تبارك است و تعالى
رد نكند بندهاى ز درگه فيضش * خاصه آن را كه بندگى كند اعلى
اى ولى عصر اى ولى همه امر * جز تو كه ؟ از حق شده است بر همه مولى