راز درونِ پرده نداند به غير حقّ * كار اراده را ز تو با سرِّ كار چيست ؟
دادت خدا اراده و ميل و رضا غضب * اى مدّعى نزاعِ تو با كردگار چيست ؟
گر اختيار بنده نيايد در اعتبار * پس عذر و توبه ، رحمتِ پروردگار چيست ؟
سَهْو و خطاى بنده چو موت و حيات اوست * تلبيس حق به گفتهء بىاعتبار نيست
زاهد شراب كوثر و حافظ پياله خواست * بىشك بود كه خواستهء كردگار چيست ؟
حافظ طريق پير مغان خواست اى جواد * ما را به غير مهدى حق اختيار چيست ؟
معارضه با اين غزلش « خم زلف تو دام كفر و دينست » كه براى پير خود گفته و ما به نام ولى عصر عليه السلام سرودهايم
شَها مِهرت عيار كفر و دين است * مَحَك بر كفر و دين تنها همين است
توئى شاها ولىّ اللَّه مطلق * كه ركن آسمان قطب زمين است
توئى معيار بر هر حق و باطل * ولايت ، عُروَةُ الوُثقاىِ دين است
هر آن كس بر صراط مستقيم است * كه پيوندش به دين حَبلُ الْمَتين است