بر در ميخانه رفتن كار اوباشان بُوَد * خود فروشان را به غير از مِىْ فروشان راه نيست
بر در حقخانه ماندن كار يكرنگان بود * ره درين دولت براى خودسر و خود خواه نيست
هر چه بر ما ناروايى هست از ما هست و بس * ور نه لطف آن شَهَنشَه از كسى كوتاه نيست
حافظ ار بر صدر بنشيند ز خُبث سيرتست * مست دُردِيكَش مقامش مسند و خرگاه نيست
مسند و خرگاه عزت اين جهان و آن جهان * جز براى بندگان آن ولىّ اللَّه نيست
ما و مهدى حافظ و پير خرابات اى جواد * كاين جهان خالى ز حقخواه و ز ناحقخواه نيست
معارضه با اين غزلش « اى نسيم سحر آرامگه يار كجاست » كه به نام پير سروده و ما به نام ولى عصر عليه السلام سرودهايم
اى خدا مسكن آن خسرو ابرار كجاست * منزل آن شَهِ محبوب خدا يار كجاست
عالم امروز چو شب ، تار شد از ظلمت جهل * شمس مستور كجا ، وعدهء اظهار كجاست
يا رب آن وادى ايمن كه در او كرده نزول * كآتش طور از او گشته شرر يار كجاست
هر كه بينم به جهان نقش خرابى دارد * به جز از سالك اين مرحله هشيار كجاست