تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
سالك و رهرو حقيم و به مهدى پيوست * همه مَستَند و خراباتى و ديندار كجاست گر بُدى اهل اشارت ز بشارت گفتم * مژده‌ها هست ولى مژده‌نگهدار كجاست همه‌كسى طالب يار است و همه عاشق مال * آن كه بر مژده بود ثابت و پادار كجاست اى شَهِ مهدى موعود ! تو خود دانى و بس * كه مرا با تو چه مقصود و سر و كار كجاست هر سر موى مرا با تو هزاران سخن است * من كجا و تو كجا ، طعنهء اشرار كجاست به اثر بين كه تو را حاجت پرسش نبود * كاين دل غمزده با كيست هوادار كجاست شور عقل است نه ديوانه شدم ياوه مگو * نور عقل است كه گويد مه سيّار كجاست ما نداديم خرد را به كفِ مطرب و مِىْ * كه ندانيم خرابات و نه عيار كجاست بى تو اى شاه ز من عيش جواد است تباه * عيش با غيبت خورشيد و شب تار كجاست ما نه دل‌خوش به گُل و لاله و نسرين داريم * بى گُل روى تو اى شَهْ گُلِ بىخار كجاست حافظ از پير خرابات تملق گويد * ما ز مهدى تو ببين باهُش و بيدار كجاست

معارضه با اين غزلش « خوشتر ز عيش و صحبت باغ و بهار چيست ؟ »