سالك و رهرو حقيم و به مهدى پيوست * همه مَستَند و خراباتى و ديندار كجاست
گر بُدى اهل اشارت ز بشارت گفتم * مژدهها هست ولى مژدهنگهدار كجاست
همهكسى طالب يار است و همه عاشق مال * آن كه بر مژده بود ثابت و پادار كجاست
اى شَهِ مهدى موعود ! تو خود دانى و بس * كه مرا با تو چه مقصود و سر و كار كجاست
هر سر موى مرا با تو هزاران سخن است * من كجا و تو كجا ، طعنهء اشرار كجاست
به اثر بين كه تو را حاجت پرسش نبود * كاين دل غمزده با كيست هوادار كجاست
شور عقل است نه ديوانه شدم ياوه مگو * نور عقل است كه گويد مه سيّار كجاست
ما نداديم خرد را به كفِ مطرب و مِىْ * كه ندانيم خرابات و نه عيار كجاست
بى تو اى شاه ز من عيش جواد است تباه * عيش با غيبت خورشيد و شب تار كجاست
ما نه دلخوش به گُل و لاله و نسرين داريم * بى گُل روى تو اى شَهْ گُلِ بىخار كجاست
حافظ از پير خرابات تملق گويد * ما ز مهدى تو ببين باهُش و بيدار كجاست
آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 136
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
ص١٣٦