شمس ما تا كى بماند زير ابر * سر بر آر اى شمس تابان الغياث
تار شُد عالم ز ظلم ظالمين * از جفاى خلق دوران الغياث
شرع و دين بردند و قصد جان كنند * آه از جور لئيمان الغياث
در ، بَهاى نشرِ دين جانى طلب * مىكنند اين خودپرستان الغياث
دينِ ما بردند اين كافردلان * اى ولى ما ضعيفان الغياث
داد مسكينان بگير اى دادگر * زين گروه نامسلمان الغياث
خيز و روشن كن جهان را همچو روز * از شبِ يلداى هجران الغياث
تا تو پنهانى رفيقان جلوهگر * آه از دست رقيبان الغياث
هر زمانم درد ديگر مىرسد * زين رقيبان بر دل و جان الغياث
التجا بر دَرگَهَت دارد جواد * اى ولى حقّ سُبحان الغياث
همچو حافظ صد هزاران خلق را * مىبرند از راه ايمان الغياث
يك به سوى خانقاه و ديگرى * رو به كوى مِىْفروشان الغياث
آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 141
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
ص١٤١