تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
دگر نيكو نمىخوانى به پندار * هر آن كس همچو حافظ مِىْگزين است نگردى گِرد علمِ عشق زينهار * كه اسمش نيك و رسمش باده‌گين است تو پندارى كه حافظ نيك جان داد * بلى پندارِ هر جاهل همين است هر آن كس بر رَهِ مهدى عليه السلام نباشد * جواد ! او خارج از ما مسلمين است

معارضه با اين غزلش « درد ما را نيست درمان الغياث » كه در بارهء پير سروده و ما ، در استغاثه به ولى عصر عليه السلام سروده‌ايم

الغياث اى شاه خوبان الغياث * الغياث اى ركن ايمان الغياث اى ولى عصر اى سلطان دين * حجت حق نور يزدان الغياث درد ما را نيست درمان غير تو * اى دواى درد و درمان الغياث علت ما را شفايى جز تو نيست * اى شفاى دردمندان الغياث آتش هجران تو ما را گداخت * كى رسد آخر به پايان الغياث تا به كى از خلق دارى احتجاب * عالمى را كرده حيران الغياث