تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
خواندن قرآن ز ميان رخت بست * ليك جرايد به مكانش نشست ما همه در دست سلاطين اسير * جمله ذليليم چو در دام شير ظلم به حديست كه بىحد بود * جور به حديست كه بىعَدّ بود جمله محبينِ تو اندر گريز * دشمن قاهر ، پىِشان در ستيز مثل ملخ جمله پراكنده شد * از وطن خويش دل آكنده شد اين همه كم بود كه طغيان كنند * هتك به سلطانِ خراسان كنند جز تو كسى نيست كَسِ بىكسان * بر سر اين جمع تو دَستى رسان تا به كى از خلق كنى احتجاب * خيز و بر افكن ز رُخ خود نقاب ما همه در آه و فغان روز و شب * از غم هجران تو در تاب و تب خوش به‌دَر از خلق تو كوشيده‌اى * چشم ز ماها همه پوشيده‌اى طاقت ما منتظران گشته طاق * خيز و به دل كن به وصال اين فراق