اين سؤال از آن جهت مطرح است كه از يك سو ضرورت همگون بودن نظامهاى سياسى حاكم بر جهان امروز ، ايجاب مىكند كه حكومت اسلامى خود را با عرف سياست جهانى هماهنگ سازد تا امكان برقرارى روابط سياسى براساس ضوابط بينالمللى تحقّقپذير باشد .
و از سوى ديگر ، تحزّبگرايى ، مايهء تشتّت و تفرقه و تضارب آراء گشته و در صفوف مسلمين ، رخنه و شكاف ايجاد مىكند و اين بر خلاف دستور قرآن كريم است كه به فشرده بودن صفوف مسلمين دستور اكيد داده است :
« وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً »
« 1 » .
به ريسمان ناگسستنى الهى ( وحدت و برادرى اسلامى ) چنگ زنيد و از هم مپاشيد و ياد آوريد عنايت الهى را كه شما را از دشمنى و ستيز با يكديگر نجات بخشيد و دلهاى شما را به يكديگر نزديك كرد تا آن كه به فضل الهى امروزه برادروار گرد هم آمدهايد .
« مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ »
« 2 » .
اين آيه در نكوهش مشركان مىگويد :
راه و روش خود را از يكديگر جدا ساختند ، و به صورت دستهها و گروههاى جدا از يكديگر مىزيستند و هرگروهى به آنچه خود مىپنداشتند ، دلخوش بودند .
يعنى در راه و روش و انديشه باهم يكسو نبودند و هر گروه خواستهء خود را دنبال مىكرد .
پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و إله فرمود :
« المسلمون إخوة ، تتكافا دماؤهم ، و هم يد على من سواهم ، يسعى بذمّتهم أدناهم » « 3 » .
مسلمانان همه برادر و برابرند ، و جملگى يكدست در مقابل بيگانه قرار گرفتهاند . آن كه در پائينترين رتبه قرار دارد ، با حمايت جمع اقدام
هامش
( 1 ) . آل عمران 3 : 103 .
( 2 ) . انفال 8 : 46 .
( 3 ) . كافى شريف ج 1 ص 403 - 404 .