مىبيند و به ناچار حقيقت را مىپذيرد ؛ چرا كه پس از آشكار شدن واقعيتها ، جاى رد و انكار باقى نخواهد ماند .
وَ جاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذلِكَ ما كُنْتَ مِنْهُ تَحِيدُ
. . . لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ
« 1 » ؛ « و [ سرانجام ] بىهوشى مرگ ، حق را براى تو آشكار ساخت ؛ اين حقيقت آشكار ، همان بود كه از آن روىگردان بودى . . .
تو در بىخبرى بودى ، اكنون پرده از جلوى روى تو برداشته شد و چشمان تو تيزبين مىباشد » .
پاسخ : حالت مرگ براى اينگونه افراد ، حالت بىخبرى و بىهوشى است ؛ مانند كسى كه به خواب رفته باشد . بنابراين چيزى از حقايق آن جهان بر آنان آشكار نمىشود و دوباره به همان حالت پيش از مرگ برمىگردند . « 2 »
علامهء طبرسى ذيل آيهء
وَ يَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً . . .
مىگويد : « رجعت هيچگونه منافاتى با صحت تكليف ندارد ، زيرا در رجعت چيزى كه موجب جبر در پذيرش حق باشد يا چيزى كه مكلف را وادار به انجام واجب و ترك حرام كند ، هرگز وجود ندارد . آشكار شدن يك سرى از حقايق الهى ، از انسان سلب اختيار نمىكند و انسان همچنان قادر بر اعمال اراده و داراى اختيار خواهد بود .
اينگونه كشف حقايق ، همانند ديگر حقايقى كه بر دست پيامبران به وسيلهء معجزه آشكار مىشد ، هرگز سبب جبر در تكليف نمىگردد و همچنان قدرت اختيار پذيرش حق و ردّ آن براى مكلف باقى مىماند . « 3 »
همچنين حقايقى كه در رجعت براى افراد روشن مىگردد ، بيش از حقايقى كه روز رستاخيز بزرگ آشكار مىگردد ، نيست . خداوند مىگويد كه اگر كافران را از آنجا بازگردانيم ، باز هم بر كفر خويش باقى مىمانند و هرگز سر تسليم فرود
هامش
( 1 ) . ق ، 19 - 22 .
( 2 ) . مجمع البيان ، ج 1 ، ص 115 .
( 3 ) . مجمع البيان ، ج 7 ، 234 و 235 .