گفتند : « رجعت حق است ؛ در امتهاى گذشته بوده و قرآن از آن ياد كرده است .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گفتند : " هرآنچه در امتهاى پيشين واقع شده است ، نظير آن در اين امت نيز واقع مىشود . " همچنين گفتند : " هنگام ظهور مهدى عليه السّلام ، عيسى عليه السّلام از آسمان فرود مىآيد و به وى اقتدا مىكند . " باز گفتند : " اسلام غريب بود و به غربت باز مىگردد ، خوشا باد غريبان را . " از پيامبر پرسيدند : " سپس چه مىشود ؟ " گفتند : " حق به اهلش بازمىگردد " » « 1 » .
6 . در بسيارى از زيارتها به مسألهء رجعت اشاره شده است ؛ از جمله زيارت جامعه : « و جعلني ممّن يقتصّ آثاركم و يسلك سبيلكم و يهتدى بهداكم و يحشر في زمرتكم و يكرّ في رجعتكم و يملّك في دولتكم و يشرّف في عافيتكم و يمكّن في أيّامكم و تقرّ عينه غدا برؤيتكم » ؛ « خداوند مرا از كسانى قرار دهد كه پيرو آثار شما هستند و در راه شما قدم برمىدارند و به هدايت شما رهنمود مىگردند و در گروه شما محشور مىشوند و در رجعت شما بازمىگردند و در دولت شما به دولت مىرسند و در سلامت و عافيت شما مشرف مىگردند و در روزگار شما توانمند مىگردند و فردا چشمشان با ديدن شما روشن مىگردد » .
چند شبهه
علامهء طبرسى ذيل آيهء
ثُمَّ بَعَثْناكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
« 2 » شبهههايى را از منكران رجعت نقل كرده و پاسخ آن را روشن كرده است :
شبههء اول : زندگى در اين جهان همراه با تكليف مىباشد كه لازمهء آن دارا بودن اختيار است تا هر مكلفى با اراده و اختيار خود ، فرمانبردار باشد يا سرپيچى كند .
مكلف نبايد تحت شرايطى قرار گيرد كه ناچار به پذيرش حق باشد .
كسى كه از دنيا مىرود ، حقايق برايش آشكار مىشود و خود را در برابر واقع
هامش
( 1 ) . بحار ، ج 53 ، ص 59 .
( 2 ) . بقره ، 56 .