نمىآورند :
وَ لَوْ تَرى إِذْ وُقِفُوا عَلَى النَّارِ فَقالُوا يا لَيْتَنا نُرَدُّ وَ لا نُكَذِّبَ بِآياتِ رَبِّنا وَ نَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ * بَلْ بَدا لَهُمْ ما كانُوا يُخْفُونَ مِنْ قَبْلُ وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ
« 1 » ؛ « كاش مىديدى هنگامى كه اينان در برابر آتش دوزخ قرار گرفته ، مىگويند : " كاش بار ديگر بازگردانده مىشديم و آيات پروردگارمان را تكذيب نمىكرديم و از زمرهء مؤمنان بوديم . " * آرى ، اينان آنچه را پنهان كرده بودند ، امروز آشكار ساختند و اگر بازگردند ، باز هم به همان كارهاى پيشين خود - كه نهى شده بودند - بازمىگردند . اينان دروغگويانند » .
در سورهء مؤمنون مىخوانيم :
حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ * لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ
« 2 » ؛ « تا زمانى كه يكى از آنان را مرگ فرا رسد ، گويد : " پروردگارا مرا بازگردان * باشد تا در آنچه فروگذاردهام ، كار نيك انجام دهم " ، ولى چنين نيست . اين سخنى است كه او بر زبان مىراند [ و اگر بازگردد كارش همچون گذشته است ] و پشت سر آنان جهان ميانهاى [ برزخ ] است تا هنگام قيامت » .
شبههء دوم : از آنجا كه رجعت يكى از نشانهها و دلايل صحت نبوت است ، مىبايست مانند ديگر معجزهها ، در زمان پيامبر رخ دهد .
پاسخ : ضرورت چنين ملازمهاى روشن نيست ، چرا كه دليل بر صحت نبوت هرگاه ضرورت ايجاب كند ، محقق مىشود ؛ خواه به دست پيامبر باشد يا ديگر اوصيا .
هامش
( 1 ) . انعام ، 27 و 28 .
( 2 ) . مؤمنون ، 99 و 100 .