وارد شده است كه پس از ظهور حضرت مهدى عليه السّلام ، خداوند گروههايى از تبهكاران را زنده مىكند تا عقوبت اعمال خويش را در همين جهان بچشند و دچار خفّت و خوارى گردند و مؤمنان را بر آنان چيره سازد تا انتقام خود را بستانند .
گروهى از اماميه اين روايتها را تأويل برده ، مىگويند : مقصود از رجعت ، بازگشت دولت حق به صاحابان اصلىاش است كه اين همان ظهور حضرت مهدى عليه السّلام است . آنها مىگويند كه رجعت اشخاص با حكمت تكليف - كه همان آزمايش از روى اختيار است - منافات دارد ؛ زيرا رجعت موجب جبر و الجاء در تكليف مىشود . حالآنكه چنين نيست و جبر و الجائى در كار نيست و هرگونه اختيار در پذيرش و انجام اعمال اختيارى باقى و پابرجاست . تنها ارائهء دلايل و آيههاى الهى ، همانند معجزهء انبيا ، مايهء جبر و اكراه و سلب اختيار نمىگردد » « 1 » .
كسانى كه دلالت اين آيه را بر رجعت نپذيرفتهاند ، معتقدند كه مقصود از اين دستهها ، پيشتازان گروههاى كفر و نفاق مىباشد كه چون سردمدار و مسئول بودهاند ، بايد پاسخگو باشند ؛ ازاينرو خداوند آنان را جدا برمىانگيزد تا موضع خود را در ميان ملتهاى خويش روشن سازند .
علامهء طبرسى مىگويد : « كسانى كه آيه را مربوط به به قيامت مىدانند ، مىگويند كه مراد ، پيشوايان كافران مىباشد . اينها برانگيخته مىشوند تا حجت بر آنان تمام گردد » « 2 » .
فخر رازى مىگويد : « اين آيه مربوط به امورى است كه پس از قيام قيامت انجام مىگيرد » « 3 » .
آلوسى مىگويد : « مراد از اين حشر - كه نسبت به دستههايى جدا وجود دارد - حشر مجدّدى است كه براى سرزنش كردن و عقوبت كردن آنان انجام مىگيرد و پس
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، ج 7 ، ص 234 و 235 .
( 2 ) . مجمع البيان ، ج 7 ، ص 235 .
( 3 ) . تفسير كبير ، ج 24 ، ص 218 .