خداوند امكان دارد و امر ممتنع و محالى نمىباشد . دليل بر اثبات رجعت ، اجماع شيعهء اماميه و اتفاق آراى آنان بر اين مسأله است كه اين اتفاق ، از رأى معصوم - كه هرآينه حق و صواب است - حكايت مىكند . . .
با پشتوانهء اجماع طائفه اين امر به اثبات رسيده است كه خداوند گروههايى از مؤمنان و منافقان را هنگام ظهور حضرت مهدى زنده مىكند و به اين جهان باز مىگرداند تا از نعمت دولت حق بهره برده ، از انتقام دشمنان لذت ببرند » « 1 » .
4 . كاشف الغطاء : علامهء معاصر ، شيخ محمد حسين كاشف الغطاء ، متوفاى سال 1373 ه ق ، در رد كسانى كه مسألهء رجعت را از اركان مذهب تشيع شمرده و بر شيعه طعنه زدهاند ، مىگويد : « عقيده به رجعت ، لازمهء مذهب تشيع نيست و انكار آن زيانى ندارد . اين مسأله هرچند براى آنان روشن و بديهى است ، ولى ملازمهاى ميان تشيع و عقيدهء به رجعت وجود ندارد . اين همانند برخى از اخبارى است كه دربارهء نشانههاى قيامت گفتهاند ؛ مانند : فرود آمدن حضرت مسيح ، ظهور دجّال و خروج سفيانى .
اينگونه امور ربطى به اساس تديّن ندارد و از ريشههاى اسلام به شمار نمىرود و انكار آن موجب خروج از دين نمىگردد . همچنين اعتراف به آن موجب دخول در دين نمىشود . رجعت نزد شيعه همانند يكى از اينها كه گفتيم به شمار مىرود .
آيا كسانى كه به سبب اعتقاد به رجعت بر شيعه طعنه مىزنند ، مىدانند رجعت چيست ؟ چه امتناعى دارد كه خداوند گروهى را پس از مرگ زنده كند ؟ باآنكه چنين پيشآمدهايى در زمانهاى گذشته به وقوع پيوسته و قرآن كريم از آنها ياد كرده است .
آيا داستان حضرت حزقيل و زنده شدن كسانى كه از خانههايشان بيرون رفته ، از
هامش
( 1 ) . رسائل شريف مرتضى ، مجموعهء اولى ، ص 125 و 126 .