حالت اماته ؛ چرا كه وصف موات با هرگونه فقد حيات سازگار است ، ولى اماته تنها در صورت سلب حيات است .
همچنين بر فرض مذكور ، بايد بر انسان سه بار موت و حيات گذشته باشد ، نه دو بار : موت به معناى فقد حيات پيش از دميدن روح ، موت پس از حيات دنيوى و موت پس از حيات برزخى . از طرفى تكرار موت و حيات براى همه كس نيست . « 1 » بيشتر مردم پس از حيات دنيوى مىميرند و براى روز رستاخيز زنده مىگردند :
كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ كُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْياكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
« 2 » ؛ « چگونه به خداوند كفر مىورزيد ، حالآنكه شما مرده [ و فاقد حيات ] بوديد ، پس به شما حيات بخشيد ، سپس شما را مىميراند و دوباره براى روز محشر زنده مىكند » .
مؤمنان نيز در بهشت مىگويند :
أَ فَما نَحْنُ بِمَيِّتِينَ * إِلَّا مَوْتَتَنَا الْأُولى
« 3 » ؛ « مگر نيست كه ما ديگر نخواهيم مرد * جز يك مردن نخستين كه بر ما گذشت » .
3 . اصحاب كهف : يكى از دلايل بر صحت و امكان رجعت در اين امت ، زنده شدن اصحاب كهف است :
وَ تَحْسَبُهُمْ أَيْقاظاً وَ هُمْ رُقُودٌ
. . . * وَ كَذلِكَ بَعَثْناهُمْ لِيَتَساءَلُوا بَيْنَهُمْ
« 4 » ؛ « گمان مىبرى آنان بيدارند درحالىكه آنان آرميدهاند . . . * اينچنين آنان را برانگيختيم تا ميان خود گفتگو كنند » .
وَ كَذلِكَ أَعْثَرْنا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ أَنَّ السَّاعَةَ لا رَيْبَ فِيها
« 5 » ؛ « اينچنين ديگران را بر آنان دلالت نموديم تا بدانند وعدهء خداوند دربارهء رستاخيز حق است و هرآينه در [ آمدن ] هنگامهء قيامت جاى شك نيست » .
هامش
( 1 ) . بازگشت در رجعت و نيز حيات برزخى در قبر براى همه كس نيست و تنها براى كسانى است كه داراى ايمان محض يا كفر محض باشند .
( 2 ) . بقره ، 28 .
( 3 ) . صافات ، 58 و 59 .
( 4 ) . كهف ، 18 و 19 .
( 5 ) . كهف ، 21 .