ممكن است دچار آن شود . البته سهو پيغمبر مانند سهو ما نيست ؛ زيرا سهو ما از شيطان است ، اما سهو پيامبر از جانب خداست و خداوند به سبب حكمتى پيامبر را در سهو مىاندازد تا در درجهء اول مردم بدانند كه پيامبر بشر و مخلوق خداست و در درجهء دوم اگر امت دچار سهو شدند ، حكم سهو را بدانند » « 1 » .
روايتى كه صدوق در اثبات سهو نبى بر آن تكيه مىكند ، روايت سهو در عدد ركعات است . ابو هريره مىگويد : « در نماز چهار ركعتى به پيامبر اقتدا كرده بودم .
پيغمبر در پايان دو ركعت سلام داد ، سپس بلند شد و از مسجد بيرون رفت . آنگاه شخصى به نام " ذو اليدين " از پيامبر پرسيد : " نماز كوتاه شده است يا شما فراموش كرديد كه در دو ركعتى سلام داديد ؟ " پيامبر گفت : " من چهار ركعت خواندم " .
ذو اليدين گفت : " نه ، شما دو ركعت خوانديد . " . . . آنگاه پيامبر به مسجد برگشت و دو ركعت ديگر خواند و دو سجدهء سهو بهجا آورد » « 2 » .
صدوق مىگويد : « منكران سهو نبى مىگويند كه ذو اليدين شخص شناخته شدهاى نيست و در بين صحابه چنين شخصى وجود ندارد ؛ حالآنكه ذو اليدين از صحابهء معروف است . نامش ابو محمد عمير بن عبد عمرو ، معروف به « ذو اليدين » است . او كسى است كه هم مخالف و هم موافق از او روايت مىكنند » « 3 » .
چند اشكال بر صدوق
سخنان صدوق داراى چند اشكال است كه بهطور فشرده به آنها اشاره مىكنيم :
1 . نخستين اشتباه مرحوم صدوق ، معرفى ذو اليدين است . عمير بن عبد عمرو ، به « ذو الشمالين » معروف است ، نه « ذو اليدين » و « ذو الشمالين » در سال سوم هجرى
هامش
( 1 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 234 .
( 2 ) . صحيح مسلم ، ج 2 ، ص 87 .
( 3 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 235 .