دستورهاى امام وجود داشته باشد ، چرا كه اطاعت محض از كسى كه احتمال اشتباه دارد ، كار قبيحى است .
دلايل قرآنى :
پنج آيه در قرآن كريم وجود دارد كه عصمت ائمه را در كنار پيامبران ضرورى مىداند : « 1 »
1 .
وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ
« 2 » .
هنگامى كه ابراهيم عليه السّلام به مقام والاى امامت رسيد ، از پروردگار پرسيد : « آيا ممكن است ذريهء او هم به اين مقام برسند ؟ » خداوند در پاسخ فرمود : « اين مقام به ظالمان نمىرسد » .
بسيارى از مفسران مىگويند : « منظور از ظالم ، شرك و بت و پرستى است » ؛ حالآنكه « الظالمين » اطلاق دارد و به معناى مطلق عاصى و خلافكار است . كسى كه مرتكب گناه مىشود و از دستورهاى خداوند سرپيچى مىكند ، در حقيقت به خودش ظلم مىكند و از ظالمان محسوب مىشود .
وَ ما ظَلَمُونا وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ
« 3 » ؛ « [ كسانى كه خلاف مىكنند ] به ما ظلم نكردند ، بلكه بر خود ظلم كردهاند » .
البته چون شخص گنهكار با نافرمانى از دستورهاى خداوند ، حريم مولا را مىشكند ، به پروردگار نيز ظلم مىكند . به همين جهت در بين گناهان ، گناه صغيره وجود ندارد و همهء گناهان ، كبيرهاند ؛ چرا كه بزرگى و كوچكى گناه به حجم گناه نيست ، بلكه بزرگى گناه به سبب نافرمانى از پروردگار است . تقسيمبندى گناه به صغيره و كبيره به اعتبار سنجش گناهان نسبت به يكديگر است ؛ مانند : نظر به اجنبى كه نسبت به لمس اجنبى ، صغيره محسوب مىشود ، اما هر دو گناه كبيره هستند .
بنابراين انسان با ارتكاب يك گناه ، ظالم مىشود و شايستگى رسيدن به مقام
هامش
( 1 ) . براى تفصيل بيشتر رجوع كنيد به بخش آيههاى ولايت .
( 2 ) . بقره ، 124 .
( 3 ) . بقره ، 57 .