تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرتو ولايت (فارسى) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨

رواياتى در زمينهء عصمت ائمه عليهم السّلام

1 . ابن ابى عمير - كه از علماى بزرگ است - مطلبى را دربارهء عصمت از هشام بن حكم نقل كرده ، مىگويد : « من در تمام مدتى كه با هشام بن حكم دوست بودم از او مطلبى بهتر از اين سخن او در وصف عصمت ، نشنيده بودم . من روزى از او پرسيدم : " آيا امام معصوم است ؟ " هشام گفت : " آرى . " پرسيدم : " عصمت امام به چه معناست ؟ و از كجا بدانم كه امام معصوم است ؟ " هشام گفت : " انگيزهء ارتكاب گناه ، ممكن است يكى از اين چهار چيز باشد : حرص ، حسد ، غضب و زياده‌خواهى ، كه هيچ‌كدام از اين صفات رذيله در امام وجود ندارد . امام براى چه حرص داشته باشد و حال‌آنكه تمام آنچه در دنياست ، زير نگين انگشتر اوست ؛ زيرا امام خزانه‌دار هستى است . همچنين امكان ندارد امام حسد بورزد ، زيرا انسان نسبت به افراد برتر از خود حسادت مىكند ، حال‌آنكه كسى بالاتر از امام نيست . . . " » « 1 » . 2 . امام صادق عليه السّلام از حضرت فاطمه عليها السّلام و ايشان از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نقل مىكنند : « جبرئيل از دو ملكى كه نامهء اعمال حضرت على را مىنويسند براى من خبر آورد كه از زمانى كه همراه ايشان بودند ، هرگز كار زشتى از او ثبت نكرده‌اند » « 2 » . 3 . عمار از پدرش ، ياسر ، نقل مىكند : « از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شنيدم : " دو ملك محافظ على بر ساير ملائك محافظ افتخار مىكنند كه محافظان على عليه السّلام هستند ؛ چرا كه آن‌ها هرگز از او چيزى به بالا ارائه نداده‌اند كه موجب خشم خدا شود " » .

لزوم عصمت براى امام

برخى مخالفان مىگويند كه عدالت براى امام كافى است و عصمت لزومى ندارد ؛ چرا كه همان گونه كه عدالت در حجيت قول فقها كفايت مىكند ، در ائمه نيز
هامش
( 1 ) . بحار ، ج 25 ، ص 192 . ( 2 ) . همان ، ص 193 .