رواياتى در زمينهء عصمت ائمه عليهم السّلام
1 . ابن ابى عمير - كه از علماى بزرگ است - مطلبى را دربارهء عصمت از هشام بن حكم نقل كرده ، مىگويد : « من در تمام مدتى كه با هشام بن حكم دوست بودم از او مطلبى بهتر از اين سخن او در وصف عصمت ، نشنيده بودم . من روزى از او پرسيدم : " آيا امام معصوم است ؟ "
هشام گفت : " آرى . "
پرسيدم : " عصمت امام به چه معناست ؟ و از كجا بدانم كه امام معصوم است ؟ "
هشام گفت : " انگيزهء ارتكاب گناه ، ممكن است يكى از اين چهار چيز باشد :
حرص ، حسد ، غضب و زيادهخواهى ، كه هيچكدام از اين صفات رذيله در امام وجود ندارد . امام براى چه حرص داشته باشد و حالآنكه تمام آنچه در دنياست ، زير نگين انگشتر اوست ؛ زيرا امام خزانهدار هستى است . همچنين امكان ندارد امام حسد بورزد ، زيرا انسان نسبت به افراد برتر از خود حسادت مىكند ، حالآنكه كسى بالاتر از امام نيست . . . " » « 1 » .
2 . امام صادق عليه السّلام از حضرت فاطمه عليها السّلام و ايشان از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نقل مىكنند :
« جبرئيل از دو ملكى كه نامهء اعمال حضرت على را مىنويسند براى من خبر آورد كه از زمانى كه همراه ايشان بودند ، هرگز كار زشتى از او ثبت نكردهاند » « 2 » .
3 . عمار از پدرش ، ياسر ، نقل مىكند : « از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شنيدم : " دو ملك محافظ على بر ساير ملائك محافظ افتخار مىكنند كه محافظان على عليه السّلام هستند ؛ چرا كه آنها هرگز از او چيزى به بالا ارائه ندادهاند كه موجب خشم خدا شود " » .
لزوم عصمت براى امام
برخى مخالفان مىگويند كه عدالت براى امام كافى است و عصمت لزومى ندارد ؛ چرا كه همان گونه كه عدالت در حجيت قول فقها كفايت مىكند ، در ائمه نيز
هامش
( 1 ) . بحار ، ج 25 ، ص 192 .
( 2 ) . همان ، ص 193 .