خداوند مىفرمايد :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ * كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ
« 1 » ؛ « اى دينباوران ، چرا گفتارتان هماهنگ كردارتان نيست * اينكه چيزى را بگوييد و به آن عمل نكنيد ، نزد پروردگار سخت نفرتانگيز است » .
عمل نكردن به آنچه مىگوييم ، خود ، يك برهان عملى بر دروغگويى ما است و اين گناهى نابخشودنى است .
بينش در كنار دانش
همهء پيامبران دو هدف را دنبال مىكردند : آموزش دانش شريعت و بالا بردن سطح بينش مردم .
يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ
« 2 » ؛ « [ فرستادهء خدا ] كتاب و حكمت به مردم مىآموزد » .
پس پيامبران علاوه بر آموزش اصول و فروع شريعت ، وظيفهء مهمترى داشتند كه عبارت است از : « بالا بردن بينش امت » . يك مسلمان متحجر با يك بودايى يا يك مسيحى تفاوتى ندارد ؛ زيرا هر دو به آنچه انجام مىدهند ، بينش ندارند و هر دو تابع محيط هستند . مسلمانان متحجر چون در بين مسلمانان دنيا آمده ، مسلمان شده و بودايى چون در هند متولد شده ، بودايى شده است .
سطح بينش افراد مختلف ، باهم تفاوت دارد و ممكن است بينش شخصى عميقتر و گستردهتر از ديگرى باشد . گاه شخصى همهء جوانب يك كار را مىبيند و شخصى ديگر تنها دو يا سه بعد آن را مىبيند . به بو ذر جمهر گفتند : « نقص تو اين است كه در پاسخ دادن به پرسشها درنگ مىكنى » . او گفت : « اين براى من كمال است ، زيرا من ابتدا همهء جوانب پرسش را بررسى مىكنم ، سپس پاسخ مىدهم » .
انسان تا زمانى كه سخن نگفته ، سخن اسير اوست و هرگونه بخواهد آن را مطرح مىكند ؛ اما اگر سخن بگويد ، انسان اسير سخن مىشود . مولا امير مؤمنان عليه السّلام به ظرافت مىگويند : « عاقل نخست مىانديشد ، سپس سخن مىگويد ؛ ولى احمق
هامش
( 1 ) . صف ، 2 و 3 .
( 2 ) . جمعه ، 2 .