تحريف تاريخ
طبرى اين حديث را بهطور كامل در « تاريخ طبرى » نقل كرده است ؛ اما در تفسيرش عبارت « وصيى و خليفتى » « 1 » را حذف كرده و به جاى آن « كذا و كذا » آورده است . « 2 »
حسين هيكل - كه يكى از نويسندگان زبردست مصرى است - كتابى به نام « حيات محمد » تأليف كرده است . او در چاپ اول كتابش اين روايت را كامل آورده و عبارت « وصيى و خليفتى » را حذف نكرده است ؛ اما پس ازآنكه علماى اهل تسنن به حسين هيكل اعتراض كردند و به او گفتند كه كتاب تو در دسترس جوانها است و آنها با خواندن اين مطالب به ما انتقاد مىكنند ، ايشان هم در چاپ دوم و سوم كتابش ، عبارت « كذا و كذا » را به كار برد .
اما اين تلاشى بيهوده است چرا كه : خود عبارت « كذا و كذا » خواننده را تحريك مىكند كه بداند « كذا و كذا » چه بوده است و به دنبال حقيقت مىرود .
همچنين طبرى ، ابتدا تاريخ و پس از آن در بغداد تفسيرش را نوشت . بيشتر اهل بغداد در آن زمان حنبلىهاى تندرو بودند . آتش زدن كتابخانهء شيخ طوسى - كه در آن چهارصد هزار كتاب نگهدارى مىشد - يك نمونه از كارهاى آنان بود .
حنبلىهاى بغداد با تعصب شديدى كه داشتند ، طبرى را تحت فشار قرار دادند تا عبارت « كذا و كذا » را به جاى « وصيى و خليفتى » بگذارد ؛ غافل ازآنكه « كذا و كذا » خواننده را براى كشف حقايق تحريك مىكند و هركس با مراجعه به تاريخ طبرى ، مىتواند حقيقت را بيابد .
هامش
( 1 ) . وصى و جانشين من است .
( 2 ) . ر . ك : تفسير طبرى ، ج 19 ، ص 74 و 75 .