در بيان شأن نزول اين آيه ، هريك از مفسران بخشى از داستان آن را نوشتهاند .
طبيعى است كه اگر چند نفر جداگانه حادثهاى را نقل كنند ، هركدام بخشى از آن را نقل مىكنند و تفاوتهايى بين آنها بهوجود مىآيد .
تفسير مقاتل بن سليمان « 1 » شأن نزول اين آيه را به صورت كامل بيان كرده و هيچگونه ابهامى باقى نگذاشته است . در اين تفسير آمده است : عبد اللّه بن سلام « 2 » و اصحابش نزديك نماز ظهر خدمت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رسيدند و گفتند : « خانههاى ما دور از مسجد و در محلهء يهودىهاست . از زمانى كه مسلمان شديم ، آنها با ما دشمنى مىكنند و روابطشان را به كلى با ما قطع كردهاند » . در آن هنگام اين آيهها نازل شد و پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله آيهها را براى آنها خواند و از اينكه خداوند آنها را در زمرهء مؤمنان شمرده بود ، خوشحال شدند .
هنگام اذان ظهر فرارسيد و پيغمبر وارد مسجد شد . هنگام ورود فقيرى را ديد كه از مسجد بيرون مىآيد و خدا را شكر مىكند . پيغمبر از او پرسيد : « كسى چيزى به تو داده است ؟ »
گفت : « آرى ، اى رسول خدا . »
پيغمبر پرسيد : « چه كسى به تو داده است ؟ »
فقير با دست به حضرت امير عليه السّلام اشاره كرد و گفت : « مردى كه مشغول نماز است انگشترش را به من داد . »
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پرسيد : « هنگامى كه انگشتر را به تو داد در چه حالتى بود ؟ »
هامش
( 1 ) . مقاتل بن سليمان در اواخر قرن اول به دنيا آمد و تا قرن دوم زنده بود ؛ بنابراين او به جريان اين آيه بسيار نزديك بوده است .
( 2 ) . عبد اللّه بن سلام يكى از سران و احبار ( علماى ) يهود بود كه سلسلهء نسبى او به حضرت يوسف ( ع ) مىرسد .
او پس از ورود حضرت رسول ( ص ) به مدينه ، از نخستين افرادى بود كه به پيامبر ( ص ) اسلام آورد .
پيامبر ( ص ) اسم او را از حصين ( به معنى : قلعهء كوچك ) به عبد اللّه تغيير داد .