خدايى دست پيدا مىكند و در نتيجه زبانش خداگونه سخن مىگويد ، گوشش خداگونه مىشنود ، چشمش خداگونه مىبيند و دستهايش خداگونه كار مىكند .
5 . روايت از نهج البلاغه : « ما برح للّه - عزّت آلاؤه - في البرهة بعد البرهة ، و في أزمان الفترات ، عباد ناجاهم في فكرهم ، و كلّمهم في ذات عقولهم ، فاستصبحوا بنور يقظة في الأبصار و الأسماع و الافئدة . . . حتّى كأنهم يرون ما لا يرى الناس و يسمعون ما لا يسمعون .
فلو مثّلتهم لعقلك في مقاومهم المحمودة . . . لرأيت أعلام هدى و مصابيح دجى و قد حفّت بهم الملائكة و تنزّلت عليهم السّكينة و فتحت لهم أبواب السماء و اعدّت لهم مقاعد الكرامات » « 1 » ؛
« خداوند همواره در زمانها و مكانهاى مختلف بندگان شايستهاى دارد كه هنگام انديشيدن [ به مسائل مادى يا معنوى ] ، خدا در گوششان زمزمه مىكند « 2 » [ و خداگونه فكر مىكنند ] و خدا در صميم قلبشان با آنها به گفتگو مىنشيند و آنچه از قلبشان الهام مىگيرند ، از جانب حقتعالى است ] با نور بيدارى ، چشمها ، گوشها و دلهايشان را روشن مىكنند . « 3 » . . . تا جايى كه گويى مىبينند چيزهايى را كه مردم نمىبينند و مىشنوند چيزهايى را كه گوش ديگران نمىشنود [ و به حقايقى دست پيدا مىكنند كه ديگران از آن محرومند ] .
اگر در ذهنت تصويرى از مقام پسنديدهء اين افراد ترسيم كنى ، همانا نشانههاى هدايت و شبچراغهاى فروزان مىبينى كه فرشتگان آنها را فرا گرفتهاند و آرامش و متانت [ از جانب خدا ] بر آنها فرود آمده و درهاى آسمان بر آنها باز شده است و بر صندلى كرامت تكيه زدهاند » .
هامش
( 1 ) . خطبهء 222 .
( 2 ) . در مقابل وسوسهء شيطان ( إنّ الشّياطين ليوحون إلى أولياءهم ؛ شيطانها به دوستان خود وسوسه مىكنند » . انعام ، 121 ) . انسان مؤمن حريم الهى است و شيطان به او راه ندارد .
( 3 ) . دربارهء پيامبر و امامان معصوم گفتهاند : « تنام عينه و لا ينام قلبه ؛ گوششان مىخوابد ولى دلهايشان نمىخوابد » .