ممكن است برخى ، به اشتباه ، گمان كنند كه اين آيه مىگويد : « مؤمن در ظلمات است و خدا او را در نور مىآورد و كافر در نور است و خدا او را وارد ظلمات مىكند » ؛ حالآنكه ، همان گونه كه اشاره شد ، ظلماتى كه در اين آيه مطرح است ، به معناى گرههاى مادى و معنوى زندگى مىباشد .
انسان پيوسته در زندگى بر سر دو راهى قرار مىگيرد . انسان مؤمنى كه در زندگى بر خدا توكل مىكند و مشمول توجه ويژهء پروردگار است ، در اين دوراهىها لحظهاى درنگ نمىكند . هنگام پيش آمدن ترديدها ، در ذهن او جرقهاى مىخورد و راه براى او روشن مىشود . در مقابل ، كافر حتى اگر در زندگىاش ، در ظاهر ، به بنبستى برخورد نكند ، اما چون تحت ولايت طاغوت است ، منحرف مىشود و در سنگ و كلوخ مىافتد .
3 .
وَ الَّذِينَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدىً وَ آتاهُمْ تَقْواهُمْ
« 1 » ؛ « و آنان كه به هدايت گراييدند [ خدا ] آنان را هرچه بيشتر هدايت بخشيد و [ توفيق ] تقوا به آنها داد » .
حقيقت تقوا
تقوا به معناى بينشى درونى است كه انسان به وسيلهء آن راه درست را تشخيص مىدهد و آن را انتخاب مىكند . خداوند به كسانى كه در راه هدايت كوشيدهاند ، بينشى مىدهد كه با آن بينش مىتوانند خوبىها را از بدىها تشخيص دهند و راه درست را انتخاب كنند .
مولا امير مؤمنان عليه السّلام مىگويند : « قالت الحكمة : من أرادني فليعمل بأحسن ما علم » « 2 » ؛ « حكمت « 3 » گفت : هركس من را مىخواهد پس به بهترين آنچه مىداند عمل كند » .
هامش
( 1 ) . محمد ، 17 .
( 2 ) . اين روايت فقط در مقدمهء تفسير راغب اصفهانى ، ص 95 وجود دارد . راغب اصفهانى از دانشمندان بزرگى است كه در فقه ، تفسير و لغت سررشته دارد . وى اولين شخصى است كه كتابى در زمينهء واژههاى قرآنى نوشت . او در اين كتاب به صورت اجتهادى به بيان واژههاى قرآن پرداخته است . علامهء طباطبايى دربارهء كتاب او مىگويد : « يكى از معجزههاى قرآن ، كتاب مفردات راغب اصفهانى است » .
( 3 ) . حكمت همان بينش الهى است .