تغيير لحن از خطاب به غيبت يا از غيبت به خطاب اجازه داده نمىشود .
همچنين در نوشتار ، مخاطب خاصى و با ذهنيتى از پيش فراهم شده منظور نيست ، بلكه همهء كسانى كه با كلمات كتاب سروكار دارند ، مخاطب سخن او هستند . بنابراين نويسنده مىبايست در نوشتارش تمام قرائن و شواهدى را كه در فهم كلامش دخالت دارند ، بياورد ؛ اما در ساختار گفتارى ، روى سخن با مخاطب مشخصى است و متكلم مىتواند بر قرائن حالى يا قرائن معهود ذهنى مخاطب حاضر تكيه كند . ازاينرو سخنران مىتواند در گفتارش تغيير جهت دهد و خطاب را تغيير دهد ؛ مانند اينكه در ميان سخنرانى ، سرش را به سمت شخصى كه خارج از مجلس است بچرخاند و بگويد : شما ساكت باش ! اين تغيير جهت و خطاب در گفتار ، ويژگى ساختار گفتارى است ؛ به عبارت ديگر ساختار گفتارى اين آزادى را به شخص مىدهد كه در ميان كلام ، خطاب را تغيير دهد و سخن را از خطاب به غيبت يا غيبت به خطاب يا خطاب به تكلم يا . . . بچرخاند .
چنين كلامى براى مخاطبى كه در مجلس حاضر است ، كاملا روشن و رسا مىباشد ؛ ولى افرادى كه در مجلس حضور ندارند ، تنها با به دست آوردن شواهد و وضعيت صورت مجلس مىتوانند به محتواى كلام پى ببرند .
اكنون پرسش اين است كه ساختار قرآن ، گفتارى است يا نوشتارى ؟ ساختار قرآن ، گفتارى است و تغيير لحن در آن جايز است . قرآن كتابى جهانى و جاودانى است و همهء انسانها تا ابد مخاطب آن هستند ، اما ساختار آن گفتارى است و اين يكى از جنبههاى اعجاز قرآن است . براى روشن شدن نوع ساختار قرآن به چند نمونه از آيات قرآن اشاره مىكنيم :
1 .
يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هذا ، وَ اسْتَغْفِرِي لِذَنْبِكِ
« 1 » ؛ « اى يوسف ، از اين [ پيشامد ] روى بگردان . و تو [ اى زن ] براى گناه خود آمرزش بخواه » .
هامش
( 1 ) . يوسف ، 29 .