تيجانى « 1 » در كتابش نوشته است : در در مدارس و دانشگاههاى كشورهايى همچون مراكش ، الجزاير و تونس ، تاريخ اسلام را از قرن دوم تدريس مىكنند و قرن اول را حذف كردهاند . دليلشان اين است كه ديگر مردم در برابر اين واقعيات تاريخ صدر اسلام ساكت نمىمانند ؛ ازاينرو تاريخ صدر اسلام را براى آنها بيان نمىكنند تا ذهن جوانانشان منحرف نشود .
3 . روايت زينب ، دختر جحش
اسماعيل بن عبد اللّه بن جعفر الطيّار عن أبيه قال : لمّا نظر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله إلى الرحمة هابطة من السماء قال : « من يدعو ؟ » [ أي : من يدعو لي من أحبّ ليحضر هنا ؟ ] ، مرّتين ، فقالت زينب : « أنا يا رسول اللّه » .
فقال : « أدعي لي عليّا و فاطمة و الحسن و الحسين » . قال : « فجعل حسنا عن يمناه ، و حسينا عن يسراه ، و عليّا و فاطمة تجاهه ، ثمّ غشّاهم كساء خيبريّا » ، ثمّ قال : « اللّهم لكلّ نبيّ أهل ، و هؤلاء أهلي » . فأنزل اللّه عز و جل
إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً .
فقالت زينب : « يا رسول اللّه ، ألا أدخل معكم ؟ »
فقال رسول اللّه : « مكانك ، فإنّك إلى خير إن شاء اللّه » « 2 » .
اسماعيل فرزند عبد اللّه فرزند جعفر طيار از پدرش نقل مىكند : هنگامى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله حس كرد كه [ درهاى رحمت باز شده است و ] باران رحمت در حال ريزش است ، گفت : « كيست كه بخواند [ كسانى را كه من مىخواهم آنها اينجا باشند ] ؟ » و اين جمله را دو مرتبه تكرار كرد . زينب گفت : « اى رسول خدا ، من [ مىروم آنها را بخوانم ] . »
هامش
( 1 ) . تيجانى استاد دانشگاه بزرگ تونس است . او در ابتدا سلفى ( وهابى تندرو ) بود ، سپس شيعه شد و كتابهايى دربارهء شيعه شدن خود نوشت .
( 2 ) . تفسير ثعلبى ، ج 8 ، ص 43 .