تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرتو ولايت (فارسى) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
بلند [ به پيامبر ] مىگويد : " به خدا سوگند كه على نزد تو از پدرم محبوبتر است ! " [ و اعتراض مىكرد كه چرا على را بيشتر از پدرم دوست دارى ؟ ] ابو بكر [ كه از اين رفتار عايشه ناراحت شده بود ] دستش را بلند كرد تا به دخترش بزند و گفت : " اى دختر فلان ، مىبينم صدايت را بر پيغمبر بلند مىكنى ! " پيغمبر دستش را گرفت و ابو بكر با ناراحتى خارج شد » . اين‌گونه روايت‌ها نشان مىدهد كه محبوبيت على عليه السّلام نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از روز اول نزد مسلمانان امرى مسلّم بوده و تاريخ در جاهاى مختلفى آن را ثبت كرده است . نكتهء 2 : عايشه در قسمتى از روايت در توجيه به راه انداختن جنگ جمل مىگويد : « تقدير الهى بود » ! چگونه است كه عايشه حادثهء به اين مهمى را - كه به اركان خلافت اسلامى صحيح وارد كرد و خلافت مولا را از درون تضعيف كرد - تقدير الهى مىنامد ! در جنگ جمل افرادى همچون طلحه و زبير با امير مؤمنان روبه‌رو شدند . زبير ، پسر صفيه ، پسر عمهء مولا امير مؤمنان عليه السّلام است . او كسى بود كه در زمان خانه‌نشينى حضرت امير ، به همراه 25 نفر از بزرگان صحابه تحصن كرد . روزى كه حضرت امير را براى بيعت از خانه بيرون كشيدند ، بر گردن زبير نيز ريسمان انداختند . طلحه و زبير از ده نفر عشرهء مبشره هستند كه نامشان را در مسجد پيامبر نوشته‌اند . چگونه اين دو نفر با على جنگيدند و تيشه به ريشهء اسلام زدند ! و چگونه عايشه اين حادثهء مهم را تقدير الهى مىداند و خيلى ساده از كنار آن مىگذرد . اين مسائل براى تاريخ روشن است و ما از روز اول در مقابل اين جريان‌ها ، علامت سؤال گذاشته‌ايم . همان گونه كه دين اسلام با كلمهء « لا » شروع شد ، مكتب تشيع نيز با كلمهء « لا » شروع شد و شيعه از روز نخست چشم بسته هر عمل و هر سخنى را نپذيرفت .