تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآنى (فارسى) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
داخل شده در زبان عرب است » . وارد شدن واژه‌هاى ديگر در هر لغت ودر هر زبانى يك امر طبيعي است وهرگز به عنوان عيب يا نقص شمرده نمىشود . وجود اين‌گونه لغات به خالص بودن آن زبان يا آن لغت نيز صدمه‌اى وارد نمىسازد ، يعنى زبان عربى ، عربى است گرچه برخى لغات غير عربى - كه رنگ وبوى عربى به خود گرفته - در آن يافت شود ، زيرا لغت تازه‌وارد تا خلق وخوى آن زبان را به خود نگيرد ، امكان كاربرد نمىيابد . لذا استعمال چنين ألفاظ وكلمات غير عربى ، به عربى بودن كلام ، چه شعر وچه نثر ، خللى وارد نمىآورد واين شيوه - استفاده از كلمات أجنبي - در اشعار قديم عربى وگفته‌هاى أصيل پيش از اسلام ، متعارف بوده وعيب ونقصى شمرده نمىشده است « 1 » ، بلكه در هيچ لغتى به كار نگرفتن لغات غير شرط نيست . حتى در اثرى مانند شاهنامهء فردوسى كه سعى بر آن بوده تا صرفا واژه‌هاى فارسي به كار رود ، بسيارى از واژه‌هاى آن ريشهء فارسي ندارند ، بلكه ريشهء عربى وتركى وغيره داشته ودر عين حال فارسي كامل به شمار مىروند . قرآن نيز كه يك سخن عربى كامل است ، از اين جهت جدا نيست . واژه‌هاى غير عربى - كه ريشهء عربى ندارند ولى شكل عربى به خود گرفته ومعرّب گرديده - در آن وجود دارد . در اين زمينه بالخصوص نيز كتاب‌هايى نوشته شده ؛ از جمله كتاب « المهذّب فيما وقع في القرآن من المعرّب » نوشتهء جلال الدين سيوطى ، كه خلاصه‌اى از آن را در « الاتقان » آورده است . لذا جاى ترديد نيست كه قرآن كلام عربى است واز جهت عربى بودن در سر حدّ كمال است وهرگز كسى يا گروهى در عربيت آن شك نبرده است . قرآن تصريح دارد :
« إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ »
« 2 » .
« وَكَذلِكَ أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا »
« 3 » .
« كِتابٌ فُصِّلَتْ آياتُهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ »
« 4 » .
« وَكَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ قُرْآناً عَرَبِيًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى وَمَنْ حَوْلَها »
« 5 » .
« نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ »
« 6 » .
« وَهذا
هامش
( 1 ) به كتاب « المعرب » جواليقى مراجعه شود . ( 2 ) يوسف 12 : 2 . ( 3 ) طه 20 : 113 . ( 4 ) فصّلت 41 : 3 . ( 5 ) شورى 42 : 7 . ( 6 ) شعراء 26 : 195 - 193 .