لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ »
« 7 » وآيات ديگر كه صراحتا قرآن را عربى معرّفى مىكند .
برخى بر اين باورند كه هرگز در قرآن كلمات غير عربى - گرچه معرّب شده باشد - به كار نرفته است . أبو عبيده گويد : « هركس گمان برد در قرآن ألفاظ غير عربى آمده ، سخن سنگينى گفته است » . ابن جرير طبري گويد : « آنچه گمان مىرود از ديگر زبانها در قرآن آمده ، از باب " توارد لغتين " مىباشد كه هر دو لغت يك لفظ را وضع كردهاند ، آنگاه گمان برده شده كه يكى از دو زبان از ديگرى گرفته است » .
برخى ميانه رفته گويند : عرب قديم را پيش از اسلام ، رفت وآمدهايى با ملتها بوده ، آنگاه برخى واژهها را با خود آورده ، مختصر تغييرى در آن دادهاند ودر اشعار وسخنان خود به كار بردهاند ، لذا رنگ وبوى عربى كامل به خود گرفته است واگر در قرآن يافت شود ، عربى محض وأصيل شمرده مىشود . أبو عبيده قاسم بن سلام بر همين عقيدة است . خلاصه اينگونه كلمات كه در قرآن يافت مىشود وگمان بردهاند غير عربى است ، در واقع اصالت عربى دارد وعرب قديم آن را به كار برده ورنگ عربى بدان داده است .
ديگران گويند : أساسا وجود برخى كلمات غير عربى - گرچه تغييرى نيافته باشد - زيانى به عربى بودن كلام نمىرساند ، زيرا مقصود شيوه وأسلوب كلام عربى است وهمين اندازه در عربى بودن كلام كفايت مىكند وناگزير هر زبانى از برخى واژههاى وارده به كار مىبرد . جلال الدين سيوطى گويد : « قول صحيح همين است وأبو ميسرهء تابعي بر اين باور بوده كه در قرآن از همهء زبانهاى مجاور وجود دارد . اين مطلب از سعيد بن جبير ووهب بن منبّه نيز نقل شده است » .
اينك برخى واژههاى غير عربى كه با دگرگونى معرّب شده ودر قرآن آمده است :
أباريق ، جمع إبريق ، معرّب : آبريز .
أكواب ، جمع كوب : فنجان ، كوزه .
« يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ بِأَكْوابٍ وَأَبارِيقَ »
« 8 » .
أرائك ، جمع أريكه : تخت .
« هُمْ وَأَزْواجُهُمْ فِي ظِلالٍ عَلَى الْأَرائِكِ مُتَّكِؤُنَ »
« 9 » .
تنّور ، جواليقى وثعالبى گفتهاند : فارسي معرّب است .
« وَفارَ التَّنُّورُ »
« 10 » .
هامش
( 7 ) نحل 16 : 103 .
( 8 ) واقعه 56 : 18 - 17 .
( 9 ) يس 36 : 56 .
( 10 ) هود . 11 : 40 .