مِنْكُمْ فَإِنْ شَهِدُوا فَأَمْسِكُوهُنَّ فِي الْبُيُوتِ حَتَّى يَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ يَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِيلًا »
« 1 » را از اين موارد مىتوان شمرد . در ارتباط با اين آية بايد توجّه داشت كه در ابتداى اسلام ، دربارهء زنانى كه مرتكب فحشا مىگرديدند ، دستور آمد تا آنان را در خانه نگاه دارند واز بيرون آمدن آنان تا موقع فرا رسيدن مرگ جلوگيرى كنند يا آنكه خداوند راه ديگرى نشان دهد . عبارت
« أَوْ يَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِيلًا »
گرچه أشارت دارد به آنكه حكم يادشده براي هميشه نيست ودير يا زود حكم ديگرى جايگزين آن مىگردد . ولى اين أشارت ، حالت ابهام دارد ومشخّص نگرديده آن حكم ديگر چه موقع صادر خواهد شد . لذا تا حكم جديد نيامده حكم سابق قابل تداوم بوده وبايد مورد عمل قرار مىگرفت . تنها با آمدن حكم جديد ( جلد يا رجم ) حكم سابق مرتفع گرديد . اين همان ويژگى نسخ است كه در اينجا وجود دارد .
حقيقت نسخ
آنچه گفته شد تعريف ظاهري نسخ است . بر حسب اين تعريف نسخ تبديل حكم سابق است به حكم لاحق كه اين تبديل بر حسب متعارف حاكى از تجديد نظر است ، زيرا مشرّع حكم سابق را به گونهء مطلق صادر كرده است به گونهاى كه ظهور در تداوم داشته است . ولى اكنون وبا ملاحظهء شرايط پيشآمده ، در اطلاق حكم سابق تجديد نظر نموده جلوى آن را گرفته وحكم تازهاى كه موافق شرايط موجود باشد صادر مىكند وگرنه در صورتي كه شارع قصد تجديد نظر داشت مىبايست از اوّل پيشبينى كرده ، حكم سابق را مقيدا صادر مىنمود ، نه به طور مطلق ، وصدور حكم سابق به صورت مطلق ، مبيّن يكگونه جهل به پيشآمدها است كه شايستهء علم أزلي الهى نيست ؛ علمي كه فراگير همه چيز است ! آرى نسخ بدين معنا ، در تشريعات وضعي ( كه بر دست انسانها صورت مىگيرد ) امرى طبيعي است . انسان نمىتواند تمامى پيشآمدهاى آينده را پيشبينى كند . ازاينرو ، نسخ به معناى حقيقىاش - كه تجديد نظر است - دربارهء تشريعات آسمانى ، صورت معقولى ندارد .
هامش
( 1 ) نساء 4 : 15 .