حتى سلسلهء مشايخ أو را به دست آورند . مثلا عبد اللّه بن عامر يحصبى ( متوفاى 118 ) كه نزديكترين قرّاء سبعة به دوران صحابه است ، مشايخ أو را نيافته تا سند روايتي براي قرائت وى ارائه دهند . ابن جزرى ، نه قول در سلسلهء مشايخ أو ياد مىكند ودر نهايت ترجيح مىدهد كه وى قرائت را از « مغيرة بن أبي شهاب مخزومى » آموخته و « مغيره » نيز قرائت را از عثمان از پيامبر گرفته است . اين در حالي است كه از برخى نقل مىكند معلوم نيست ابن عامر ، قرائت را از كه آموخته « 1 » ودربارهء مغيره نيز تشكيك شده كه قرائت را از عثمان گرفته باشد « 2 » .
علاوة بر اين ، مغيره كه به عنوان شيخ قرائت ابن عامر معرفى شده ، فردى ناشناخته است . شمس الدين ذهبي گويد : « گمان مىرود كه أو در دوران حكومت معاوية در شام ، قارى دمشق بوده كه ابن عامر ، قرائت را از وى آموخته باشد » . گويد :
« مغيرة بن أبي شهاب جز از گفتهء ابن عامر شناخته نشده است « 3 » . لذا « ابن عساكر » در تاريخ دمشق - كه شيوهء أو در آن كتاب گزارش حال بزرگان دمشق است - نامى از مغيرة بن أبي شهاب نبرده ، جز در شرح حال عبد اللّه بن عامر كه از وى پرسيدند قرائت را نزد كه آموختى ؟ - زيرا مورد اتهام بود - أو در جواب گفت : نزد مغيره وأو از عثمان گرفته بود » « 4 » .
بيش از اين از شيخ قرائت بودن مغيره وشخصيّت أو وفراگيرى أو از عثمان ، اطلاعى در دست نيست . أساسا مطرح كردن عثمان به عنوان شيخ قرائت ، با آن همه گرفتارىهاى وى ومشاغل فراوان ديگر أو ، جاى سؤال است كه پاسخ قانع كنندهاى براي آن نتوان يافت !
اخبار آحاد نه متواتر
به فرض ثبوت اسناد بين قارى ويكى از صحابهء أولية ، چنين اسنادى در زمرهء اسناد آحاد است وشرايط تواتر در آن وجود ندارد .
دومين قارى نزديك به عهد صحابه ، عبد اللّه بن كثير است كه به سال 120 هجرى
هامش
( 1 ) عناية النهاية في طبقات القراء ؛ ج 1 ص 424 .
( 2 ) همان ؛ ج 2 ، ص 305 .
( 3 ) ذهبي ؛ معرفة القراء الكبار ، ج 1 ، ص 43 .
( 4 ) ابن جزرى ؛ غاية النهاية ، ج 2 ، ص 305 .