تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآنى (فارسى) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
طبقات نقل همگانى وجود نداشته است . بنابراين مسألهء تواتر قرائات سبع ، أساسا قابل تصور نبوده ومعقول نيست ، زيرا در زمان هريك از قاريان هفت‌گانه ناقل تواتر ، صرفا خود آن قارى بوده نه ديگران ، وگرنه آن قرائت بدو نسبت داده نمىشد وجنبهء اختصاصى پيدا نمىكرد . اينك شرح اين اجمال :

اصطلاح تواتر

تواتر اصطلاحى است در فنّ « شناخت حديث » . در اين فن ، حديث به اقسام متواتر ، مشهور ، مستفيض ، آحاد ، صحيح ، حسن ، مرسل وضعيف و . . . تقسيم مىشود . حديث متواتر آن است كه راويان آن ، در تمام طبقات در حدّى از كثرت وگستردگى باشند كه يقين حاصل شود تبانى آنان بر ساختن آن حديث ونقل آن به دروغ عادتا ممتنع باشد . ازاين‌رو حديث متواتر بايد داراى شرايط زير باشد : - اتصال كامل سند حديث از آخرين راوي تا منبع اوّليهء حديث . - تعداد راويان وناقلان حديث در حدّى باشد كه از نظر كثرت بيش از تعداد راويان حديث مستفيض ومشهور به شمار آيند ، به گونه‌اى كه احتمال تبانى آنان بر دروغ داده نشود . - كثرت راويان در هر دوره وطبقه ، شرط است . بدين نحو كه در هر زماني حديث را گروهى از گروه قبل از خود نقل كرده باشند تا حديث به منبع أولية برسد . بنابراين اگر در يك طبقه از اين طبقات تعداد راويان كم باشد ويا در يك مورد به راوي واحد منتهى شود ومجددا تعداد راويان آن حديث رو به كثرت وافزايش گذارد ، چنين حديثي اصطلاحا متواتر نيست ودر زمرهء اخبار آحاد به شمار مىآيد . فرضيّهء « تواتر قرائت‌ها » از همين قبيل است ، زيرا نقل قرائت از خود قرّاء ، متواتر است . اما نسبت به زمان قبل از آنان تا زمان صحابه وعهد پيامبر صلّى اللّه عليه وآله فاقد شرط تواتر است ودر زمرهء اخبار آحاد به شمار مىآيد واين در صورتي است كه سندى وجود داشته باشد .