اينگونه نارسايىها در اين مصحف وجود داشته باشد ؟ أو گفت : « أرى فيه لحنا ؛ خطاى نوشتارى در آن مىبينم » . به أو گفتند : « أفلا نغيّره ؛ آيا آن را تغيير ندهيم ؟ » گفت : « نه ، ديگر دير شده است ، عرب خود با زبان فطرى خود آن را استوار مىخواند » ، ولى فكر نمىكرد كه در آينده ملتهاى مختلف با زبانهاى مختلف بايد اين قرآن را بخوانند وسليقهء عربى أصيل را حتى خود عرب نيز در روزگاران بعد نخواهند داشت « 1 » .
به هر جهت عوامل اختلاف مصاحف حتى پس از يكسان شدن آنها بسيار است . در ذيل به برخى از مهمترين عوامل اشاره مىشود :
1 . ابتدايى بودن خط
خط در جامعهء عربى آن روز در مراحل ابتدايى خود بود ، أصول كتابت استوار نشده ومردم عرب فنون خط وروش نوشتن صحيح را نمىدانستند ؛ وبسيارى از كلمات را به مقياس تلفظ مىنگاشتند . امروزه ، هنوز آثاري از آن نحوه كتابت در رسمالخط باقي مانده است . در آن رسمالخط ، كلمه به شكلى نوشته مىشد كه به چند وجه قابل خواندن بود ؛ نون آخر كلمه را به شكلى مىنوشتند كه با « ر » فرقى نداشت ونيز شكل « و » با « ى » يكى بود . چه بسا « م » آخر كلمه به شكل « و » و « د » را به صورت كاف كوفي وعين وسط را به شكل « ه » مىنوشتند . گاهى حروف يك كلمه را جدا از يكديگر مىنگاشتند . « ى » را از كلمه جدا مىكردند ، مانند « يستحىى » و « نحىى » و « احىى » يا اين كه « ى » را حذف مىكردند . چنانكه « ايلافهم » به شكل « إلافهم » نوشته مىشد كه خود براي خواننده ايجاد اشكال مىكرد . لذا برخى از قرّاء لفظ أخير را همان گونه كه نوشته شده - بدون يا - خواندهاند ، از جمله أبو جعفر را مىتوان نام برد كه آيهء
« لِإِيلافِ قُرَيْشٍ »
« 2 » را با حذف همزه واثبات « يا » « ليلاف قريش » وآيهء
« إِيلافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتاءِ وَالصَّيْفِ »
« 3 » را با حذف « يا » واثبات همزه « إلافهم » مىخواند « 4 » .
هامش
( 1 ) ر . ك : التمهيد ؛ ج 2 ، ص 8 - 4 .
( 2 ) قريش 106 : 1 .
( 3 ) قريش 106 : 2 .
( 4 ) تفسير طبرسى ؛ ج 1 ، ص 544 . شرح مورد الظمآن ؛ ص 143 .