أبو الأسود شنيد كه كسى كلمهء « رسوله » در آيهء
« أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَرَسُولُهُ »
« 1 » به كسر لام مىخواند كه در اين صورت معناى آن اين است كه خداوند از مشركان وپيامبرش بيزار است . أبو الأسود با شنيدن اين غلط فاحش گفت : « تصوّر نمىكردم كه كار مردم به اينجا رسيده باشد » ولذا به زياد بن أبيه كه در آن زمان حاكم كوفه بود ( 53 - 50 ) مراجعه كرد وچگونگى جريان را با أو در ميان گذاشت . زياد ابن أبيه ، قبلا از أبو الأسود خواسته بود كه در اين باره چارهاى بينديشد ، ولى أو سرباززده بود . تا اين كه اين غلط فاحش را خود در تلاوت كلام خدا شنيد وآنگاه در برآوردن خواستهء زياد ابن أبيه تصميم گرفت « 2 » وگفت : « آن چه أمير بدان امر كرده انجام مىدهم » .
أبو الأسود نويسندهاى خواست تا از عهدهء نوشتن آنچه أو مىگويد ، بخوبى برآيد .
نويسندهاى از قبيلهء عبد قيس در اختيار أو گذاشتند . ولى وى أو را نپسنديد . نويسندهء ديگرى را انتخاب كردند كه زبردست بود ومورد قبول أبو الأسود واقع شد .
أبو الأسود به نويسندهء مذكور گفت : « هر حرفى را كه من با گشودن دهان ادا كردم ( مفتوح خواندم ) ، نقطهاى بر بالاى آن حرف بگذار واگر دهان خود را جمع كردم ( حرف را به ضمّه خواندم ) نقطهاى در جلوى آن حرف قرار بده واگر حرفى را كسره خواندم ، نقطهاى در زير آن حرف بنويس » « 3 » . ابن عياض اضافه مىكند كه أبو الأسود به نويسنده گفت : « اگر حرفى را با غنّه ادا كردم آن را با دو نقطه مشخّص كن وأو همين كار را انجام داد » « 4 » .
از اين پس ، مردم اين نقطهها را به عنوان علايمى براي نشان دادن حركات حروف وكلمات به كار بردند ؛ ولى بيشتر اين نقطهها را با رنگى غير از رنگى كه خط مصحف با آن نوشته شده بود ، مىنوشتند وغالبا اين رنگ قرمز بود .
پس از آن كه نصر بن عاصم نقطه را براي تشخيص حروف نقطهدار از حروف بىنقطه در مصحف به كار برد ، نقطههاى سياه به نقطههاى رنگى تبديل شد تا
هامش
( 1 ) توبه 9 : 3 .
( 2 ) مىگويند : زياد بن أبيه كسى را بر سر راه أبو الأسود گماشت تا به عمد اين آية را به غلط بخواند تا أو را بر انجام خواستهء زياد تحريك كند ( الخط العربي الاسلامي ؛ ص 26 ) .
( 3 ) الفهرست ؛ ص 46 ، فن أول از مقالهء دوم .
( 4 ) صدر ، حسن ، تأسيس الشيعة لعلوم الاسلام ؛ ص 52 .