داد ، اين تغييرات بيشتر در عراق گسترش يافت . حجاج بن يوسف ، نگرانى خود را از اين امر به كتّاب ونويسندگان خود اظهار كرد واز آنان خواست كه براي حروف مشابه هم ، علايم ونشانههايى وضع كنند تا تشخيص آنها از يكديگر ممكن باشد .
گفته شده است كه نصر بن عاصم ، اين امر را به عهده گرفت ونقطهگذارى را در حروف به كار برد « 1 » .
أستاذ زرقانى مىگويد : « اولين كساني كه نقطه را در مصحف به كار بردند ، يحيى بن يعمر ونصر بن عاصم ، شاگردان أبو الأسود دئلى بودند » « 2 » .
شكل حركات ونشانهگذارى
خط عربى علاوة بر آنكه در ابتدأ از نقطه خالى بود ، شكل ( علايم حركات حروف وكلمات ) ، نشانه وعلامت نيز نداشت . وطبعا مصحف نيز از هر علامتي كه نشاندهندهء حركت كلمه واعراب آن باشد ، عارى بود . در ابتداى صدر اسلام ، مسلمانان قرآن را در حفظ داشتند وبا توجه به كثرت وعرب بودن حافظان قرآن ، بالطبع قرآن را كه به زبان آنان بود ، صحيح مىخواندند . بنابراين قرآن از خطا مأمون ومصون بود . به خصوص كه مسلمانان به قرآن عنايت فراوان داشتند وآنان قرآن را از بزرگانى كه به زمان پيامبر صلّى اللّه عليه وآله نزديك بودند ، فرا مىگرفتند وامكانات حفظ وضبط قرآن به گونهء صحيح ، در آن زمان موجود بود .
اما در پايان قرن أول كه مسلمانان غير عرب جامعهء اسلامى فزونى يافت وبا زبان عربى بىگانه بودند ، به وضع علايم ونشانههايى براي كلمات قرآن ، نياز مبرم پيدا شد . تا بدين وسيله از خطاها واشتباهات در خواندن قرآن ، جلوگيرى به عمل آيد .
مثلا هر عربى ، طبعا كلمهء كتب را در آيهء
« كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ »
« 3 » به صورت معلوم وهمين كلمه را در آيهء :
« كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ »
« 4 » به صورت مجهول مىخواند . در حالي كه غير عرب تشخيص نمىداد كه اين كلمه معلوم است يا مجهول . كما اين كه
هامش
( 1 ) ابن خلكان ؛ وفيات الأعيان ؛ ج 2 ، ص 32 .
( 2 ) مناهل العرفان ؛ ج 1 ، ص 399 .
( 3 ) انعام 6 : 54 .
( 4 ) بقره 2 : 183 .