تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
حرب او روند و او را بكشند » ( صد در بندهش ، در سى و پنجم ، بند 31 - 35 ) .
شرح
( 69 ) . ر . ك : روايت پهلوى ، فصل 48 ، بند 26 - 30 . و نيز نگاه كنيد به : مينوى خرد ، تعليقات ، ص 92 - 93 ؛ نجات‌بخشى در اديان ، ص 36 - 37 . ( 70 ) . در دين‌كرد ( مدن ، ص 811 ) دربارهء علت اين‌كه فريدون ضحاك را نكشت چنين آمده : « دربارهء غلبهء فريدون [ بر ] ضحاك . براى ميراندن [ ضحاك ] ، گرز بر شانه و دل و سر كوبيدن و نمردن ضحاك از آن ضربه و سپس به شمشير زدن و به نخستين ، دومين و سومين ضربه از تن ضحاك بس‌گونه خرفستر پديد آمدن . گفتن دادار هرمزد به فريدون كه او را مشكاف كه ضحاك است ، زيرا اگر وى را بشكافى ، ضحاك اين زمين را پر كند از مور گزنده و كژدم و چلپاسه و كشف و وزغ » . ( نقل از پژوهشى در اساطير ايران ، ص 191 - 192 ، يادداشت 8 ) ( 71 ) . « ضحاك آن اندازه زمان كند ( - فرصت يابد ) كه [ از ] گوسفندان در ايران‌شهر يك‌چهارم را بجود ( - بخورد ) . روايت پهلوى ، فصل 48 ، بند 36 . در زند بهمن يسن ( در نهم ، بند 16 ) آمده : [ ضحاك ] يك‌سوم از مردم و گاو و گوسپند و آفريدگان ديگر اورمزد را بيوبارد ( - فروبرد ، ببلعد ) و آب‌وآتش و گياه را نابود كند و گناه گران ( - سنگين ) كند . ( 72 ) . ر . ك : نجات‌بخشى در اديان ، ص 38 - 39 ؛ تعليقات مينوى خرد ، ص 93 . ( 73 ) . در اين‌كه سوشيانس آخرين آفريدهء هرمزدى است ، در اوستا و متون فارسى ميانه اشارات فراوانى شده است . در اين روايات فره‌وشى آدميان از كيومرث تا سوشيانس پيروزگر بارهاوبارها ستوده شده و چنين برمىآيد كه آغاز آفرينش بشرى با كيومرث و پايان آن با سوشيانس مشخص مىگردد ، چنان‌كه در فروردين يشت ، بند 145 آمده : « فره‌وشى پاكان نيك توانا را مىستاييم از كيومرث تا سوشيانس پيروزگر . » هم‌چنين دربارهء اين‌كه سوشيانس آخرين آفريدهء هرمزدى در زمين است ، در پتيت ايرانى ، بند 22 آمده : « آخرين كسى كه به زمين مىآيد سوشيانس است كه جهان را پاك كند » ( نقل از : نجات‌بخشى در اديان ، ص 40 ) . ( 74 ) . « واى كه سلطنت او طولانى است » ( تعليقات مينوى خرد ، ص 94 ) . واى در پهلوىy ? aWو اوستايى -vayaV / - uyaVبه معناى فضا و باد و نيز نام ايزد جنگ است و پانزدهمين يشت اوستا به نام اوست . در متون متأخر زرتشتى واى به دو موجود هرمزدى و اهريمنى تقسيم مىشود : يكى « واى وه » واى نيك كه هرمزدى است و ديگرى « واى بد » ، كه اهريمنى است . واى وه در متون فارسى ميانه « واى درنگ خداى » نيز ناميده و با ايزد رام ( اوستا :nam ? ar (يكى شده است . فضاى ميان جهان روشنى و تاريكى به اين دو واى تعلق دارد . بخش زيرين كه در روشنى هرمزد قرار دارد « واى به » و از ايزدان به‌شمار مىرود و بخش زيرين كه در تاريكى اهريمنى است ، « واى بد » و از ديوان به‌شمار است . واى بد در متون ميانه با ديو استويهاد ، كه گيرندهء جان آدمى است ، يكى شده است . واى خوب ايزد بادهاى باران‌زا و واى بد ايزد باران‌هاى سيل‌آساست . ( پژوهشى در اساطير ايران ، ص 40 ، يادداشت 14 ؛ نجات‌بخشى در اديان ، ص 104 ، يادداشت 122 ) ( 75 ) . كار راندن بر مبناى گاهان در دين‌كرد تصريح شده : « اندر آن طول هزاره بند كردن دهاك و برانگيختن گرشاسب براى زدن دهاك و رسيدن كىخسرو و ياران به كمك سوشيانس براى فرشگرد كردارى و آراستن بيشتر مردم به داد و خوى گاهانى است » ( دين‌كرد سنجانا ، ج 7 ، فرگرد 9 ، بند 10 ) . بنابر متن روايت پهلوى هوشيدر كارها را بر مبناى قوانين هادمانسرى ، هوشيدرماه قوانين دادى و سوشيانس قوانين گاهانى به آن جام مىرسانند . بنابراين استقرار حكومت كامل قوانين دينى در آخر الزمان تحقق مىيابد . و نيز نگاه كنيد به : پاورقى