ضبط شده ، و شكل جديد آن در درى زرتشتى ، « هوشت
- t ? suh
» است به معناى « شاگرد و شاگرد دينى و طلبه » است . واژهء « هوشت » امروزه به موبدى اطلاق مىشود كه متعهد برگزارى مراسم دينى در منطقهاى خاص است .
شرح
( 57 ) . متن : روند .
( 58 ) . متن : « كامند » از مصدر « كامستن » .
( 59 ) . در روايات ( 2 / 90 ) ، « جاجا » آمده .
( 60 ) . دربارهء سپندارمذ نگاه كنيد به : بخش زند بهمن يسن ، يادداشت 17 .
( 61 ) . فعل مفرد براى فاعل جمع ؛ نيز « خاك بر دهان دادن و خاك بر دهان كردن » احتمالا ضرب المثلى است كه به پريشانى و درماندگى در پشيمانى اشاره مىكند :چو بشنيد زال اين سخنهاى پاك * بيازيد انگشت و بر زد به خاك
بيالود لب را به خاك سياه * به آواز لهراسب را خواند شاهشاهنامه ، ج 5 ، ص 408 ، بيتهاى 2929 و 2930
در روايات ( 2 / 91 ) آمده : « . . . و مردم كه يزشن بيشتر ( ؟ ) و برسموآيين يزدان روند از دين خويش ننگ دارند و مردم دانا بزرگ شرم از ده و ديده خويش بيفكنند و به بيچارگى افتند و در جهان پراكنده شوند نيازمند ناكسان و بىاصلان شوند و ازيشان چيزى به وام گيرند و درويشان و بىاصلان به بزرگى رسند هرچه در جهان است به نيستى و دشوارى رسد و زمين را اسفندارمذ امشاسفند دهان بگشايد و بسيار گنج به دست انيران افتد و مركرزان كنان رسند و چون زروسيم . . . » .
( 62 ) . دربارهء مرگرزان ر . ك : فرگرد دوم ، يادداشت 27 .
( 63 ) . جه مرزى عشقورزى با فاحشگان را گويند . ر . ك : فرگرد دوم ، يادداشت 38 .
( 64 ) . در دين مزديسنا عمل لواط از گناهان كبيره محسوب شده و حكم آن مرگ ارزان است . غلامبارگى يا مؤاجرى ( كسى كه خود را در اختيار ديگران نهاده و اجير مىشود ) ، در اكثر كتب پهلوى يكى از موارد ثابت در فهرست گناهان مرگ ارزان محسوب شده است . بهطور مثال در ( صد در نثر ، در 9 ) در اينباره احكام سختى آمده و تصريح شده كه براى كشتن چنين گناهكارانى فتوا و حكم حاكم شرع و حتى اجازه شاه لازم نيست :
« اينكه از غلامبارگى و مواجرى كردن پرهيز بايد كردن ، چه سر همهء گناهان دين اين است و در دين به از اين بتر گناه نيست و مرگ ارزانى به حقيقت ايشان را شايد خواندن . اگر كسى بديشان رسد و ايشان را در ميان آن كار به بيند ، هردو را سر به بايد بريد يا از شكم بشكافد ، هيچ گناهش نباشد . و هيچكس را بىدستورى دستوران و پادشاهان نشايد كشت به جز از غلامبارگى و مؤاجرى » .
در ونديداد ( فرگرد 1 ، بند 12 ؛ فرگرد 8 ، بند 31 - 32 ) همجنسبازى بهصورتh ? izram - nukآمده و- nuk zramبه معنى لواطكننده است .
نقل از مقالهء « درجات گناه ، تاوان و پتت در دين زرتشتى ، از نگارنده ، هفت آسمان ، ش 28 ، ص 201 ، يادداشت 2 ؛ همچنين دربارهء حرمت لواط ، احكام و حدود شرعى آن در منابع پهلوى ر . ك : ونديداد ، هاشم رضى ( 2 / 1059 - 1067 ) .
( 65 ) . ر . ك : فرگرد دوم ، يادداشت 39 .