تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
شرح
( 36 ) . شايد « كم‌اصيلان » ؛ در روايات ( 2 / 89 و 90 ) ، « بداصيلان » ؛ و ( 2 / 91 ) ، « بداصيلان » آمده . ( 37 ) . در روايات ( 2 / 89 ) آمده : « خورشيد تيزتر گذرد . . . » . ( 38 ) . « سال و ماه و روز كمتر بود و اسفندارمذ تنگ‌تر بود و زمين بر كمتر دهد » ، روايات ، همان . ( 39 ) . در روايات ، همان ، آمده : « تخم جوردايان از ده پنج بكاهد و دو افزايد و آن‌كه افزايد سيرى نكند و آن‌چه بيفزايد پاك نبود و نيز آن‌كه دو بود خوره و چاشنى و مژه ندارد » . ( 40 ) . در روايات ، همانجا آمده : « كانتر و فريفتارتر » . ( 41 ) . متن : به دوستى خويش . ( 42 ) . « كار كرفه » مىتواند باهم به معناى « كار نيكو و ثواب ، برگزارى مراسم دينى » باشد يا « كار و كرفه » به همين‌معنى . ( 43 ) . فعل مفرد براى فاعل جمع . ( 44 ) . متن : چرا كه . ( 45 ) . دربارهء معنى نسا و اين سه گناه بزرگ ر . ك : فرگرد دوم ، يادداشت 35 ؛ و نيز بخش زراتشت‌نامه ، يادداشت 3 . ( 46 ) . ر . ك : فرگرد دوم ، يادداشت 36 . ( 47 ) . بسنجيد با شايست ناشايست ، همان ( فصل 12 ، بند 24 ، ص 160 ترجمه ) كه در آن‌جا نيز احتمالاdap dn ? er ? ad k ? aPبه معناى « به پاكى برگزار كنند » به كار رفته است . ( 48 ) . متن :drak؛ احتمالاdrakبراى وجه وصفى به كار رفته است . ( 49 ) . دربارهء گشاده كشتى ر . ك : فرگرد دوم ، يادداشت 29 ؛ بخش زند بهمن يسن ، يادداشت 19 . ( 50 ) . متن : « ماده ») - gad ? am (به معناى ( ماده ، پايه و اساس ، وجه ) . ( 51 ) . متن :n ? siy ? az، حاصل مصدر با معناى فعلى به كار رفته است . ( 52 ) . متن :n ? siy ? az، احتمالا به معناى « فرزند » است ، نگاه كنيد به : شايست ناشايست ، فصل دوم ، بند 106 ( ص 37 و نيز 56 ترجمه ) . ( 53 ) . احتمالاn ? awur dawxبه معناى « روان خويشتن » است . كاربردdawx( خود ) به‌جاى? s ? ewx( خويش ) در پهلوى كلاسيك كمتر ديده مىشود . ( 54 ) . زمان و قرائت فعل مورد ترديد است . در روايات ( 2 / 90 ) اين جملات چنين خلاصه شده‌اند : « و مرد و زن آزادگان و نيكوكرداران كرفه كمتر كنند و گشاده كشتى روند و بداصيلان و بدخواهان دخت آزادگان و بزرگان بزنى كنند و آزادگان و بزرگان بد رويشى رسند و بندگان و خورد مردم به بزرگى و پادشاهى رسند . . . » . ( 55 ) . در روايات ( 2 / 90 ) آمده : « وجر كوشن دين‌داران و راستان برنگيرند و كوشن افسونگران و دروغ‌زنان و خردكان و راست دارند و باور كنند و دروغ گفتن بيش دارند و سوگند دروغ بسيار خورند و بر من كه اورمزدم زور دروغ بسيار گويند و هركسى كه نيكى كند و راستى ورزد ، اگر هيربد باشد اگر آدم ( خانم مزداپور « آم » آورده و در توضيح مىنويسد : - عام ، مردم عادى كه موبد نيستند ) كه ستايش ايشان كنند نتوانند ديد و بر وى آهو گويند » . ( 56 ) . هاويشت) t ? siw ? ah (به معنى پيروان است و در فرهنگ‌هاى فارسى جزو لغات زند و پازند و به معنى پيرو
سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى) — صفحة 215 | سيد حسن آصف آگاه