سپاس از خداوند پيروزگر * كه دارم ز زرتشت و از دين خبر
نه دُرْوَنْدم و كم ره و آشْموى 18 * نه هستم ازينگونه آيين و خوى
چه شايستمى كردن اى پُر خرد * كه گر من ز پشت يكى مرد بد
ز دُروَندى اندر وجود آمدى * مر ابليس را در سجود آمدى
بماندى به دوزخ درون تا قيام * رسيدى ز من ديو و جادو به كام
ندانم سپاس خداوند گفت * كه با دانش و دين مرا كرد جفت
پىنوشتها :
شرح
( 1 ) . بسيارى به اشتباه نام سرايندهء اين منظومه را زراتشت بهرام پژدو شاعر منظومهء ارداويرافنامه مىدانند در حالىكه در آغاز منظومه ، ناظم زراتشتنامه به نام خود يعنى كىكاووس پور كىخسرو پوردارا كه اهل رى بوده به صراحت اشاره نموده ، و زراتشت بهرام پژدو كه كاتب اين منظومه است آن را طى دو روز از روى نسخهاى ديگر كه در خانه داشتهاند ، نسخهبردارى كرده است . و همين شايد دليل اشتباه وست باشد كه در تحقيق خود در اين زمينه از تبحّر و كاردانى ناظم زراتشتنامه ياد كرده و مهارت وى را ستوده كه چنين منظومهاى در حدود 1570 بيت را در مدت دو روز سروده است ( ر . ك : مجموعه كتب مقدس شرق ، قسمت پنجم ، صxxبه بعد ؛ تاريخ مطالعات دينهاى ايرانى ، هاشم رضى ، بخش هشتم ، ص 254 به بعد ) .
( 2 ) . آنچه در كتب تاريخ و متون پهلوى از جمله خوتاى نامك ( خداينامه ) و مزدكنامه آمده و نيز منابع و كسانى كه از اين مآخذ استفاده كرده و مطلبى دربارهء مزدك ضبط نمودهاند ، تماما ناشى از تعصب و عداوت روحانيون زرتشتى با اين مرد آزاده است كه چون علم رهبرى مبارزه با ستمگران و ثروتمندان و موبدان فاسد جامعه را برداشت كمر به قتل و آلوده كردن عقايد وى بستند . آنان در اين راه چنان اغراق كردند كه او را جز به صفات اهريمنى ( چون بدگهر ، بدذات و . . . ) وصف ننمودند و پادشاهى چون خسرو را تنها به دليل كشتن مزدك و قتل عام تمامى پيروانش در يك روز به لقب انوشه ( جاويد روان ، دارندهء روان جاويد و فناناپذير ) عدالت گستر مفتخر نموده و ستودند ، چنانكه اين لقب به ناحق نسلبهنسل تا امروز حفظ گرديده است . ذكر اين نكته بايسته است كه در آن زمان ، روحانيون زرتشتى به دليل استثمار تودهء مردم ثروتهاى هنگفتى گردآورده بودند