معمول است . براى اطلاع بيشتر در مورد جزئيات آب زوهر و آتش زوهر ر . ك : مقالهء خانم مرى بويس :
. 811 - 001 . pp , 6691 SARJ , " rh ? oz - b ? a dna rh ? oz - ? sat ? a " , ecyoB . M
شرح
( 7 ) . هاتat ? ah: زندگىكننده ، زنده ، باشنده ، هستىيابنده ، مردم همگان . پورداود : به ياد داشتن . هات مرنىin ? eram - at ? ah: كسى كه كردار كسان را مىسنجد و شمارش مىكند . سنجنده و برشمارندهء كردار نيكوبد مردم در اين جهان ( يشت 32 / 6 و 1 / 8 ) .
فرهنگ واژههاى اوستا ( 3 / 1564 )
( 8 ) . واژهء گاه در فارسى و گاسs ? aGدر پهلوى و گاثوuht ? aGدر اوستا به معنى وقت و هنگام است . بنابر معتقدات زرتشتى اوقات شبانهروز به پنج بخش يا هنگام تقسيم مىشود كه در هر هنگام يا بخشى خواندن نمازى بايسته است . پنجگاه شبانهروز عبارتند از : 1 . هاونى - هاونگاهinav ? aHكه از آغاز سپيدهء بامدادى تا نيمروز است ؛ 2 . رپيثوين - رپيثوينگاهanivhtipaRاز ظهر يا نيمروز تا هنگام عصر ؛ 3 . اوزيئى رينه - ازيرينگاهanirieyazUاز هنگام عصر تا آغاز غروب خورشيد ؛ 4 . ايئويسروثريمه - اويسروتريمگاهamirhtutsiwiA , hagmirtorsiwAاز هنگام غروب تا نيمهء شب ؛ 5 . اوشهينه - اوشهينگاهanihahsUاز نيمهء شب تا طلوع آفتاب .
گاهشمارى و جشنهاى ايران باستان ، هاشم رضى ، ص 119
( 9 ) . « بدان كه شبانهروز پنجگاه است چنانكه از شش دانگ روز سه دانگ گاه هاون باشد و يك دانگ و نيمگاه رپيتون و يك دانگ و نيم گاه ازيرن باشد . و از شب سه دانگ اويسروتم باشد و سه دانگ ديگر گاه اشهن باشد » ( زند وهومن يسن ، ص 122 ، يادداشت 1 ؛ و نيز بندهش در 25 بند 9 - 10 ) ؛ در روايات داراب هرمزديار ( 1 / 315 - 316 ) آمده : « . . . آنكه گاه هاون چند است و رفيتن چند است و اوزيرن چند است و اويسروثرم چند است و اوشهين چند است ؟ پاسخ : اينكه تا نيمروز هاون چون نيم از چم روز بگذرد رفيتن دو كونيم اوزيرن چون ستاره در آسمان پيدا شود گاه اويسروثرم تا نيم شب اوىسروثرم بود و نيم اوشهين تا ستاره ناپايدار شود اوشهين بود ؛ گاه هاون شش ساعت است و رفيتن سه ساعت است و اوزيرن سه ساعت است و اويسروثرم شش ساعت است و اوشهين شش ساعت » .
( 10 ) . پيروز ، پهلوى آن « پيروچ » و در فارسى پيروزz ? or ? ePو به گفتهء نولدكه ( تاريخ ايرانيان و عربها ، ص 225 ، يادداشت 11 ) اين شكل اخير را سريانيان نيز به كار مىبرند . وى پسر يزدگرد و نبيرهء بهرام گور بود كه پس از آنكه نخست برادر خود و سه تن از نزديكترين كسان خانوادهء خود را كشت ، به پادشاهى رسيد . براى اطلاعات مفصل ر . ك : تاريخ ايرانيان و عربها ، همان ، ص 200 - 210 و منابعى كه در تعليقات معرفى شده است .
در بندهش دربارهء زمان پادشاهى وى آمده : در شاهى پيروز يزدگردان ، شش سال باران نبود . مردم را بدى و سختى گران رسيد . سپس ، خوشنواز ، هفتالان شاه ، آمد . پيروز را كشت و قباد و خواهر ( او ) ، آتشك ( ؟ ) ، را به گروگان به هفتالان برد . ( بندهش ، بهار ، ص 141 )