دنبالهء نخستين
1 . گشتاسپ شاه پرسيد كه : « سيج ( بلا ) گران چندبار ، نياز چندبار و برف سياه چندبار ، تگرگ سرخ چندبار و كارزار بزرگ چندبار باشد ؟ » .
2 . جاماسپ بيتخش گفتش كه : سيج گران سهبار باشد : يكى به فرمانروايى بيدادانهء دهاك و يكى به آن افراسياب تورانى و يكى به هزارهء زرتشتان باشد .
3 . نياز چهاربار باشد : يكى به فرمانروايى بد افراسياب تورانى ، يكى به خداوندى اشكانيان و يكى به خداوندى پيروز يزدگردان 10 و يكى به سر رفتن هزارهء زرتشتان باشد .
4 . گزند گران سهبار باشد : يكى به خداوندى منوچهر و يكى به خداوندى پيروز يزدگردان و يكى به سر ( انجام ) هزارهء زرتشتان .
5 . برف سياه و تگرگ سرخ سهبار باشد : يكى به خداوندى منوچهر و يكى به خداوندى كىكاوس و يكى اندر هزارهء هوشيدران باشد .
6 . كارزار بزرگ سهبار باشد : يكى به آن كاوس شاه كه با ديوان به برز ( بالا - آسمان ) ستيزه كرد ، و يكى به آن شما با خيون سپيد كه دين را جادوگر كرد ، كه او را ارجاسپ خوانند و يكى در سر هزارهء زرتشتان باشد كه بههم آيند ترك و تازى و ارومى چون با آن دهبد ستيزند .
دنبالهء دوم
1 . گشتاسپ شاه از جاماسپ پرسيد كه : به آمدن آن هنگام پسر من دخشه ( علامت ) و نشان چه نمايد ؟
2 . جاماسپ بيتخش گفتش كه : گاه هوشيدر كه پديد آيد ، اين چند نشان به جهان پديدار گردد :
3 . يكى اينكه شب روشنتر باشد .
4 . دوم اينكه هفتورنگ ( بنات النعش ) گاه بهلد ( مقر خود را تغيير دهد ) و به سوى خراسان گردد .
5 . سوم اينكه درآمد مردمان يكى از ديگرى بيشتر باشد .
6 . چهارم اينكه مهران دروجى ( پيمانشكنى ) كه اندر آن زمان كنند ، زودتر و پيشتر ( به مقصود ) رسند .
7 . پنجم اينكه مردمان خوار فرمانرواتر و چابكتر باشند .
8 . ششم اينكه بتران را نيكى بيش باشد .
9 . هفتم اينكه دروج آز سهمناكتر باشد .