اطلاق « رحمت » بر ثروت و پادشاهى در برخى از اين آيات اشكالى ندارد ، همچنانكه اطلاق « رحمت » بر دنيا به معناى اعم آن بگونهيى كه شامل سلامتى و امنيت و علم و . . . شود در برخى ديگر از اين آيات بلا اشكال است ، و تمسك به اين آيات ، تمسّك به « عام » در « شبههى موضوعيه » نخواهد بود .
توضيح آنكه : آيهيى مثل :
« قُلْ لَوْ أَنْتُمْ تَمْلِكُونَ خَزائِنَ رَحْمَةِ رَبِّي إِذاً لَأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الْإِنْفاقِ
در اطلاق رحمت بر مال ظهور دارد ، براى آنكه امساك و بخل از ترس بخشيدن قطعا مربوط به مال است و اشتمال آن بر امورى نظير « علم » مشكل است .
امّا در آيهيى نظير :
« وَ إِذا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً مِنْ بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُمْ إِذا لَهُمْ مَكْرٌ فِي آياتِنا »
مرارد از رحمت نعمتى از نعمتهاى دنياست ، پس قطعا دنيا به معناى عام آن منظور است ولى اشتمال آن بر خصوص مال مورد ترديد مىباشد ، و تمسك به اينگونه آيات براى اثبات اطلاق « رحمت » بر دنيا به معناى عام آن از قبيل تمسّك به عام در شبههى موضوعيّه نيست ؛ آرى تمسك به اينگونه آيات براى آنكه اطلاق رحمت بر مال را اثبات كنيم درست نيست زيرا شمول آن مورد ترديد است .