بىتابى در برخورد با شرّ و فقر ، و بخل و خوددارى در برخورد با خير و بىنيازى و ثروت است .
10 -
« إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ ، وَ إِنَّهُ عَلى ذلِكَ لَشَهِيدٌ ، وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ -
همانا انسان نسبت به پروردگار خود ناسپاس و نافرمان است ، و او گواه بر اين است ، و او سخت دوستدار خير ( - مال ) است » « 1 »
گفتهاند مراد از آيه اين است كه انسان به شدّت دوستدار مال مىباشد و همين مالدوستى موجب مىشود كه از اداى حقوق الهى و انفاق در راه خدا خوددارى ورزد .
اين آيه و آيات قبلى با آنكه در مقام مذمّت و سرزنش انسان و حرص و كفران و ناسپاسى اوست ، در عين حال در مورد مال كلمهى « خير » را به كار برده است و اين گواه روشنى است بر آنچه ما درصدد اثبات آن هستيم .
11 -
« كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ لِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ -
نوشته شد بر شما ( فرمان الهى است ) كه چون مرگ يكى از شما فرا رسد اگر مالى بر جاى گذارد ، براى پدر و مادر و خويشان به نيكى وصيت كند » « 2 »
و اين آيه از روشنترين آياتى است كه بر آنچه ما درصدد اثبات آنيم دلالت دارد ، خصوصا اگر مراد از « خير » مال فراوان باشد .
هامش
( 1 ) - سورهى عاديات آيهى 8
( 2 ) - سورهى بقره آيهى 180