مىآوريم » « 1 » . . .
بنابراين « خير » در آياتى كه ذكر شد با معناى « اسمى » بر چيز سودمند اطلاق شده و مراد از آن مال است ؛ پس مال از نظر قرآن خير و خوب است .
ممكن است در ذهن خطور كند كه اطلاق خير بر مال در اين آيات به اعتبار آنست كه انفاق ( كه كار خير و پسنديدهيى است ) بر آن منطبق شده ، و گرنه مال بنابراينكه شيئى از اشياء است به خودى خود نه خوب است نه بد ، همچنانكه كارد نه خوب است نه ب مگر به اعتبار كاربرد آن ، يعنى اگر مثلا براى ذبح مشروع حيوانى به كار رود خوب است و اگر براى قتل مؤمنى به كار رود بد است ، مال هم هنگاميكه صفت انفاق روى آن بيايد « خير » است نه مطلقا .
ولى ظاهرا صفت خوبى براى مال پيش از انفاق وجود دارد نه آنكه بوسيلهى انفاق حاصل شود ، و گواه اين معنا آياتى است كه ذيلا ذكر مىكنيم ، و در آنها اطلاق خير بر مال به جهت عنوانى از عناوين مثل انفاق نيست :
5 -
« فَقالَ رَبِّ إِنِّي لِما أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ -
موسى عليه السلام در دعاى خود به خداى متعال عرض كرد : پروردگارا به آنچه از « خيرمال » برايم نازل فرمائى محتاج و نيازمند » « 2 »
6 -
« فَقالَ إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَنْ ذِكْرِ رَبِّي -
سليمان عليه السلام گفت : من به جهت دوست داشتن « خير -
هامش
( 1 ) - مفردات راغب طبع مكتبهى مرتضويه ص 160
( 2 ) - سورهى قصص آيهى 24