آن رغبت و ميل داشته باشند مانند عقل و عدل و فضل و چيزهايى كه سودمند است ، و ضدّ آن « بشرّ » است . و نيز گفتهاند « خير » دو معنا دارد : « خير مطلق » كه عبارت از چيزهايى است كه در هر حال و نزد هركس مرغوب و پسنديده است . . . و « خير مقيّد » كه براى يكى خير است و براى ديگرى شرّ ، مثل مال كه ممكن است براى زيد خير باشد و براى عمرو شرّ ، و به همين جهت خداى متعال مال را به دو صورت وصف فرموده است ، در جائى مىفرمايد :
« إِنْ تَرَكَ خَيْراً . . .
اگر مالى از خود باقى گذاشت » « 1 » و در جاى ديگر مىفرمايد :
« أَ يَحْسَبُونَ أَنَّما نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مالٍ وَ بَنِينَ نُسارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْراتِ -
آيا ( مخالفان ) گمان مىكنند اينكه كمكشان كرديم به مال و فرزندان به جهت آنست كه براى خير رساندن به آنان مىشتابيم ؟ » « 2 »
و نيز « مفردات راغب » مىگويد : « خير » و « شرّ » بر دو وجه است ، يكى آنكه هر دو « اسم » هستند چنان كه گذشت و به اين معناست كه قرآن مىفرمايد
« وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ -
بايد از شما گروهى باشند كه به « خير » دعوت نمايند » « 3 »
ديگر آنكه هر دو « صفت » و با معناى تفضيلى هستند ، مثل فرمودهى خداى متعال :
« نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها
« 4 » - بهتر از آن را
هامش
( 1 ) - سورهى بقره آيهى 180
( 2 ) - سورهى مؤمنون آيهى 56
( 3 ) - سورهى آل عمران آيهى 104
( 4 ) - سورهى بقره آيهى 106