اسب ، مال » از ياد پروردگارم باز ماندم . . . » « 1 »
7 -
« هَمَّازٍ مَشَّاءٍ بِنَمِيمٍ ، مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ -
طعنه زنندهيى كه بسيار پى سخنچينى مىرود ، مانع « خير » متجاوزى گناهكارى . . . » « 2 »
8 -
« أَلْقِيا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ مُعْتَدٍ مُرِيبٍ -
بيفكنيد در دوزخ هر بسيار ناسپاس كينهتوزى را كه بشدّت مانع خير ، متجاوز ، و شككنندهى ( در خدا ) است » « 3 »
بنابر آنكه مراد از « خير » در دو آيهى اخير مال و مراد از « منع » منع و خوددارى از پرداخت حقوق مالى باشد ( به كتابهاى مناسب اين موضوع نظير تفاسير رجوع شود )
9 -
« إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً وَ إِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً -
انسان به شدّت حريص آفريده شده است ، چون شرّى به او برسد بسيار بىتابى مىكند ، و چون خيرى به او برسد بسيار بخل مىورزد » « 4 »
مراد از « شرّ » و « خير » چنان كه در تفسير « على بن ابراهيم قمى » ذكر شده « فقر » و « غنى » است ، و سياق آيه نيز همين را اقتضا مىكند ، و « هلوع » از مادّهى « هلع » است كه به معناى شدّت حرص و آز مىباشد ، و گفتهاند كه دو آيهى بعد از « هلوعا » آن را تفسير مىكند ، و با اين معنا كلمهى « مسّ » و « منوع » نيز مناسبت دارد ، و از لوازم حرص و آز شديد جزع و
هامش
( 1 ) - سورهى ص آيهى 32
( 2 ) - سورهى قلم آيهى 12
( 3 ) - سورهى ق آيهى 25
( 4 ) - سورهى معارج آيهى 21