سبب طغيان گردد آمده است . » « 1 »
و نيز در ذيل حديث 26 / 94 « كاد الفقر ان يكون كفرا - فقر ممكن است به كفر بينجامد » پس از نقل سخنان بسيار از اهل تسنّن فرموده است : « و من مىگويم : جمع ميان رواياتما ، انست كه « فقر » و « غنى » هريك نعمتى از نعمتهاى خداست كه هريك را بنا بر علمى كه به مصالح كامله دارد به هركس بخواهد عطا مىكند ، و بر بندهى خدا لازم است كه بر فقر شكيبايى ورزد بلكه شكرگزار آن باشد و اگر بىنيازى به او عطا كرد شكرگزارى كند و به وظايفى كه مقتضاى آنست عمل نمايد .
و در صورتى كه مستمند و ثروتمند هريك به آنچه مقتضاى حالشان است عمل كنند ، احتمال قويتر آن است كه فقير صابر از غنّى شاكر ثواب و پاداش بيشترى دارد ، ولى مراتب احوال هر دو بسيار گوناگون و مختلف است و نمىتوان در مورد هيچيك از دو طرف حكمى كلّى كرد ، و ظاهرا « كفاف » سالمتر و بىخطرتر از فقر و غنى است ، و به همين جهت طلب كفاف در بيشتر دعاها آمده و پيامبر صلّى الله عليه و آله براى خاندان و عترت خويش از خدا طلب كفاف مىكرد » « 2 »
و نيز در ذيل حديث 3 / 95 فرموده است : « و نيز اين روايات بر ناپسند بودن فراوانى اموال و فرزندان دلالت دارد و روايات در اين مورد مختلف است ، و در بسيارى از دعاها طلب غنا و فراوانى اموال و فرزندان آمده و در بسيارى از آنها مذمت فقر و پناه بردن به
هامش
( 1 ) - بحار 72 / 7
( 2 ) - بحار 72 / 34