خدا از آن ذكر شده ، و جمع ميان آنها مشكل است ، و ممكن است جمع ميان آنها به اين باشد كه : غنا و ثروتمندى پسنديده و ممدوح آنست كه وسيلهى تحصيل آخرت باشد و مانع پراختن به طاعات و عبادات نگردد ، چنان كه فرمودهاند : « نعم المال الصّالح للعبد الصّالح - چه خوب است مال حلال براى بندهى شايسته » ( مال را كز بهر دين باشى حمول - « نعم مال صالح خواندش رسول ) و اين كم و ناياب است ؛ و فقر ناپسند آنست كه بر آن صبر نتواند و موجب تن دادن به ذلّت و نياز به مردم شود . . . و ترديدى نيست كه فراوانى اموال و فرزندان و خدمتكاران غالبا موجب غفلت از ياد خدا و آخرت است ، همچنانكه خداى سبحان مىفرمايد :
« أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ - *
جز اين نيست كه اموال و فرزندانتان فتنه و آزمايشى است » « 1 » و نيز مىفرمايد :
« إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى -
همانا انسان چون ببيند بىنياز شده طغيان مىورزد » « 2 » ولى اگر داشتن اين چيزها مانع تحصيل آخرت نشود و مظنور از آنها اطاعت خدا باشد ، آنها از نعمتهاى الهى براى كسانىكه خدا صلاح ايشان را در آن دانسته مىباشد ؛ و گويا اين روايات رسيده در مورد فقر و غنى محمول بر اغلب موارد است » « 3 »
و نيز در ذيل حديث 30 / 122 : « و ما بايد معناى دنيا و مذموم از آن را ذكر كنيم زيرا اين موضوع بر بيشتر مردمان مشتبه شده ، بسيارى از آنان مطلب حقّى را دنيا مىنامند و از آن بدگويى
هامش
( 1 ) - سورهى تغابن آيهى 15
( 2 ) - سورهى علق آيهى 6 - 7
( 3 ) - بحار 72 / 60