فريض
كوناكون كنند ، و اندر جمله آنست كه :
ترها و بوىافزارها را با خل بجوشانند و آنكاه بوى اندر ماهى بزنند يا چوزه با كبك يا بزغاله و آنجه بذيشان ، آنكاه بنهند تا ببندد .
مصوص
نيز گوناگون كنند ، و جملهء وى آنست كه :
اندر شكم جوزگان يا كبوتر بجگان يا كبكان يا آنجه بذيشان ماند . بيا كنند از تره سرد يا كرم و گشنيز و كرفس و سذاب و كندنا و سير و آنجه بايشان ماند و آنكاه بخل اندر بجوشانند تا بپزد و بردارند و بنهند .
هلام
آن بود كه يكى را ازين كوشتها به آب و نمك اندر پزند و بيرون آرند و بجيزى باك برنهند تا آب از وى بجكد و آنكاه ترها بپزند بخل اندر و اين كوشت بوى درافكنند و بردارند . و اين سه جيز را كروهكروه كنند ، و ليكن اصل ايشان هم كوشتست و تره و بوى افزار داخل .
آهال
آن خل باشد كه بالوذ باشند از كوشت و تره .
خايهء نيمبرشت
آنست كه خايه را كرم كنند به آتش تا نيمپخته كردد و بياشامند .
مزور
آن طعامهاست كه بوى اندر كوشت بتره .
و اصير
آجارها بود ، و وى آنست كه ترها اندر آبهاء ترش ببزند جون خل و آب غوره و ناردان و آنجه بايشان بماند .
برآرد
سرخورشها بوذ ، و وى جنان بود كه بيخ ترها را همجنانك كنند جغندر گزر و شلغم و كذو و آنجه بذان ماند .